پرسش و پاسخ     

تاريخ طرح سوال : جمعه ۱۸ شهريور ۱۳۸۴(عمومی)
بسمه تعالی
۱ ) لطفا بفرماييد در ميان اساتيدی که در فقه و فلسفه برای خود معرفی کرده ايد کداميک را در فقه و کدام يک را در فلسفه متبحر تر می دانيد؟
۲) به نظر شما در حال حاضر مجتهد اعلم کيست تا از وی تقليد کنيم ؟
تاريخ ارسال جواب : يكشنبه ۰۱ آبان ۱۳۸۴
باسمه تعالی
با سلام

۱-آيت الله جوادی آملی در فلسفه و آيت الله سيد کاظم حايری در فقه.

۲-آيات عظام:
خامنه ای
فاضل لنکرانی
تبريزی
بهجت
وحید
مکارم شیرازی
شبیری زنجانی
صافی گلپایگانی
سید کاظم حایری
سیستانی

همگی در جواز تقلید مساویند.


تاريخ طرح سوال : سه شنبه ۰۵ مهر ۱۳۸۴(اعتقادی)
ژلاتين گاوی از حيوان حلال گوشتی که ذبح شرعی نشده چه حکمی دارد ؟متشکرم
تاريخ ارسال جواب : يكشنبه ۰۱ آبان ۱۳۸۴
باسمه تعالی
سلام
اگر تغيير شيميايی در فرايند توليد آن رخ نداده باشد نجس است.


تاريخ طرح سوال : پنج شنبه ۰۵ آبان ۱۳۸۴(اعتقادی)
بنام خدا

حضرت آیت الله هادوی تهرانی یا سلام و آروزی سلامتی و طول عمر برای آن وجود شریف!
استاد بزرگوار:
چند سال قبل در حالی که مشغول تحقيق و نوشتن تز دکترا در يکی از رشته های مهندسی بودم تصميم گرفتم به موازات يک پژوهش علمی هم روی قران انجام بدهم - روش آن هم قران با قران و نه هيچ منبع ديگری و نه باورها و ذهنيات خودم به عنوان يک مسلمان شیعه.
در اين کند و کاو به نتايج باورنکردنی رسيده ام که کاملا منسجم هستند
و یک مدل از قران ارایه میدهد که پاسخگوی بسیاری از سئوالات و ابهامات خواهد بود. خواهشمند از با نگاهی به بخشی از نتایج اینجانب را راهنمایی فرمایید.
با سپاس فراوان آرش سلیم

در اين نوشتار با استناد به مجموعه ای منسجم از آيات قرآن نشان خواهيم داد که اصل ولايت فقيه در تضاد آشکار با نص صريح قرآن می باشد:

1) خدا حتی به کافران می گويد برای کافر بودن خود «برهان» (دليل) بياوريد. خدا خودش هم اهل دليل و برهان است.

۲) با اين که خدا قادر به انحام هرکاری است، خودش را سرخود نمی پندارد. پس از خلق بخش جديدی از هستی و مجموعه قوانين و روابط آن، ادامه کار آنرا به قوانين آن واگذار ميکند و از دخل و تصرف های خودسرانه در آن پرهيز ميکند. در قران چندين مورد آشکارا يادآوری ميکند که «کلمات» خدا بر خود خدا سبقت گرفته است.

۳) «کلمات» خدا نامحدودند و به آنچه در قرآن و ساير کتاب های آسمانی آمده است خلاصه نمی شود. اگر تمام درياهای دنيا مرکّب و همه درختان دنيا قلم شوند، نمی توانند تمام کلمات خدا را بنويسند. قرآن بخش بسيار کوچکی از «کتاب مبين» است.

۴) کلمات خدا که در قرآن آمده است ساده هستند و برای پند و اندرز دادن به مردم می باشد.

۵) وظیفه پيامبر ابلاغ پيام به مردم است و هدايت شدن يا نشدن مردم به خودشان مربوط می شود.

۶) حتی پيامبر هم «ولي» مردم نيست. آنچه به غلط از«اولی الامر» برای توجيه ولايت فقيه تعبير شده است، فقط يک اصل ساده و پيش پا افتاده سلسله مراتب سازمانی است، مثل سرکارگر، سوپروايزر، مدير و غيره!

۷) در قرآن حتی يک آيه در مورد رهبر و يا عالم دينی و اين که مردم بايد قرآن و يا دين را از آنها ياد بگيرند وجود ندارد. اصلا صحبت از نياز به يک واسطه برای ارتباط انسان ها با خدا نيست. از عالمان دينی قبلی هم به بدی ياد شده است. اما قرآن همه جا در مورد موضوعات مهم و اساسی از «اولی الالباب» (صاحبان خرد) و نقش أن ها در جامعه ياد ميکند.

---------------------------------------------------------------------------------------------

برخی آيات مربوط به هر قسمت:

۱) ۲۱:۲۴، ۲۴:۱۷، ۲۷:۶۴، ۲۸:۷۵، ۲۳:۱۷، ۱۲:۲۴، ۴:۱۷۴، ۲:۱۱۱

۲) ۱۱:۱۱۰، ۱۰:۱۹، ۱۰:۶۴، ۲۰:۱۲۹، ۳۷:۱۷۱، ۴۱:۴۵، ۴۲:۱۴، ۴۲:۲۴.

۳) ۱۸:۱۰۹، ۳۱:۲۷، ۱۱:۶، ۶:۳۸، ۶:۵۹، ۳۴:۳، ۴۳:۲،۳،۴، ۳۵:۱۰، ۱۰:۶۱.

۴) ۵۴:۱۷،۲۲،۳۲،۴۰، ۸۱:۲۷، ۶۸:۵۲، ۷۳:۱۹، ۸۰:۱۱،۱۲، ۸۷:۹، ،۱۰،۱۱ ۸۸:۲۱،۲۲، ۷۴:۳۱،۵۴،۵۵، ۵۱:۵۵، ۴۴:۱۳،۵۸، ۴۳:۲،۳،۴، ۴۱:۴۱، ۳۷:۱۳، ۲۰:۲،۳.

۵) ۳۶:۱۷، ۳۹:۴۱، ۳۹:۶۲، ۱۰:۱۰۸، ۵:۹۹، ۵:۹۲ ،۲۴:۵۴

۶) ۴:۸۳.

۷) ۲:۱۷۹،۱۹۷،۲۶۹، ۳:۷،۱۹۰، ۵:۱۰۰، ۱۲:۱۱۱، ۱۳:۱۹، ۱۴:۵۲، ۳۸:۲۹،۴۳، ۳۹:۹،۱۸،۲۱، ۴۰:۵۴، ۶۵:۱۰.
تاريخ ارسال جواب : پنج شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۴
باسمه تعالی
با سلام
آنچه به عنوان دليل ذکر کرده ايد نشان از نياز فراوان شما به مطالعه بيشتر دارد.


تاريخ طرح سوال : سه شنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۴(اعتقادی)
چرا شيعيان نماز را بادست باز ميخوانند و تسنن با دست بسته ؟ پيامبر به چه کيفيتی ميخوانده اند؟ به چه استنادی؟
تاريخ ارسال جواب : پنج شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۴
باسمه تعالی
پيامبر هرگز دست بسته نماز نخوانده اند. اين امر در زمان خليفه دوم رخ داد.و روايات اهل سنت به اين معنا تصريح کرده است


تاريخ طرح سوال : چهار شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۴(اعتقادی)
سلام عليکم
مي خواهم بدانم اين جمله از کيست؟
من خدا را وقتي با ور مي کنم که زير چاقوي جراحي ام حس کنم .
تاريخ ارسال جواب : پنج شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۴
سلام عليکم
ظاهرا از اوگوست کنت است


تاريخ طرح سوال : چهار شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۴(اعتقادی)
سلام. شيطان انس چيست؟
تاريخ ارسال جواب : پنج شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۵
جواب اجمالی:
شیطان اسم عام است برای هر موجود طغیانگر، سرکش و منحرف کننده، خواه از نوع انسان باشد، یا از جن و یا هر نوع دیگر. در قرآن کریم شیطان به موجود خاص اطلاق نشده، بلکه حتی به انسان های شرور، فتنه گر و مفسد هم شیطان گفته شده است.
بنابراین منظور از «شیطان انس» همان انسان هایی هسند که هم خود آنها به سبب سرپیچی از دستورات الهی منحرف و گمراه شده اند و هم در صدد به انحراف کشاندن دیگران هستند.

جواب تفصیلی:
«شیطان» از ماده ی «شطن» به معنای دوری گرفته شده است. شیطان چون از کارهای خیر فاصله گرفته و از رحمت خدا دور شده به این نام خوانده شده است.
شیطان اسم جنس (عام) است و ابلیس اسم خاص و علم. به عبارت دیگر شیطان به هر موجود موذی، منحرف کننده، سرکش و طغیانگر خواه از نوع انسان باشد یا غیر انسان گفته مي شود و ابلیس نام شیطانی است که حضرت آدم را فریب داد و اکنون هم با لشکریان خود در کمین انسان ها است.
صحاح اللغة می گوید: هر سرسختی که از حق و حقیقت روگردان باشد، چه از افراد انسان، چه از جن و چه از حیوانات ، شیطان است.
از موارد استعمال واژه شیطان در قرآن کریم، هم استفاده می شود که شیطان به موجود موذی و مضر گفته می شود. موجودی که از راه راست برکنار بوده و در صدد آزار دیگران است. چنانچه در قرآن آمده: «انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوة والبغضاء...» (شیطان می خواهد بین شما، دشمنی و بغض و کینه ایجاد کند...).
در قرآن کریم ، شیطان به موجود خاص اطلاق نشده، بلکه حتی به انسان های شرور و مفسد هم شیطان گفته شده است. «وکذالک جعلنا لکل نبی عدواً شیاطین الانس والجن» (و بدین سان ما برای هر پیامبری دشمنی از شیطان های انسانی و یا جن قرار دادیم».
از این که به ابلیس هم شیطان گفته شده، به خاطر فساد و شرارتی است که در وجود او قرار دارد.
واژه شیطان حتی به میکروب ها هم اطلاق شده است. «لاتبیتوا القمامة فی بیوتکم... فانها مقعد الشیطان». (زباله ها را شب در خانه های خود نگه ندارید؛ زیرا زباله جایگاه شیطان است). از آنجا که زباله محل جمع آوری حیوانات و حشرات موذی است از آن تعبیر به شیطان شده است.
علاوه بر اینها خداوند در قرآن کریم در آیات فراوان پیروی از هوای نفس ، حسد ، غضب، تکبر ، منافقان و ... را نیز شیطان خوانده است.
بنابراین، به نظر می رسد شیطان معانی مختلف دارد که یکی از مصداق های روشن آن ابلیس و لشکریان او است و مصداق دیگر آن ، انسان های مفسد و منحرف کننده، احیاناً در پاره ای از موارد به معنای میکروب های موذی آمده است.
به بیان دیگر شیطان در معنای اصلی گویا مفهوم وصفی دارد یعنی «شریر» ، و در قرآن عزیز شیطان به همین معنا بکار رفته است جز اینکه گاهی در مورد خود ابلیس و گاه با معنای عام در مورد هر موجود شریری که شرارت در او ملکه راسخ گردیده است.پس ممکن است شیطان از جن یا انس باشد و در میان شیاطین جن فرد ممتازی وجود دارد که در شیطنت مقام عالی دارد و او ابلیس است
البته در اینکه ابليس از جنس «ملائکه» بوده است یا از جنس «جن»، اختلاف نظر وجود دارد:
از ظاهر برخی از آیات قرآن استفاده می شود که ابليس از ملائکه است. «و اذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم...» (هنگامی که به فرشتگان گفتم بر آدم سجده کنید همگی سجده کردند جز ابليس...).
در آیه دیگر آمده است: «... فسجدوا الا ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربه...» (... پس سجده بردند مگر ابلیس که از جن بوده و از فرمان پروردگارش سرپیچید...) پس ابليس از جن است و به جهت عبادت چندين هزار ساله اش در صف ملائكه قرار گرفته بوده و از اين روي مورد خطاب بوده است .
نتیجه: شیطان به موجودی گفته می شود که حالت سرکشی و سرسختی دارد و در عین حال فتنه انگیز و گمراه کننده است و ممکن است از نوع انسان ، جن و حیوان و یا هر نوع دیگر باشد و منظور از «شیطان انس» انسان هایی هستند که دارای چنین ویژگی هستند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مجمع البحرین، ماده شطن.
شریعتمداری، جعفر، شرح و تفسیر لغات قرآن، ج 2، 490؛ بیستونی، محمد، شیطان شناسی از دیدگاه قر آن، ص 12.
صحاح اللغة، باب النون، فصل الشین، ماده ی شطن، ج 5، ص 2144.
قرآن کریم، سوره مائده، آیه 91.
قران کریم، سوره انعام، آیه 112.
بیستونی، محمد، شیطان شناسی از دیدگاه قرآن کریم ، ص 13 – 14.
ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج 13، ص 6340.
موسوی غروی، محمد جواد، آدم از نظر قرآن، ج 2، فصل 9، اطلاقات شیطان، ص 327 – 398.
بیستونی، محمد، شیطان شناسی از دیدگاه قرآن کریم، ص 13 – 14.
مصباح یزدی ، محمد تقی ، معارف قرآن ج1-3، ص297-298.
قرآن کریم، سوره بقره ، آیه 34.
قرآن کریم، سوره کهف، آیه 50.
برای آگاهی بیشتر رجوع شود به: مصباح یزدی ، محمد تقی ، معارف قرآن ج1-3، ص298- 299، مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن ، ج 9، ص 185.


تاريخ طرح سوال : پنج شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۴(اعتقادی)
من در نماز حال ندارم.چه كنم؟
تاريخ ارسال جواب : پنج شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۵
جواب اجمالی:
نماز دارای ظاهر و باطنی است همان طوری که صورت آن دارای آداب و شرایطی است، سیرت آن نیز دارای آداب و شرایطی است.
بنابراین همانگونه که رعایت شرایط ظاهری نماز مانند پاکی لباس، رو به قبله بودن، وضو داشتن و ... باعث صحت ظاهر نماز می شود، انجام دادن شرایط باطنی نماز مانند: توجه به خدای متعال، خشوع، طمأنینه و ... باعث صحت باطنی نماز می شود و در واقع قبولی نماز را در پی دارد.
با توجه به این مقدمه باید دید که منشأ بی حالی در نماز ترک کدام یک از شرایط باطنی نماز می باشد و با رعایت این شرایط است که می توان به نشاط لازم و حضور قلب در نماز دست یافت.
جواب تفصیلی:
نماز در میان عبادت های دیگر در قله و اوج قرار دارد، تا جائیکه در روایات ما از آن به معراج مؤمن، یا ستون دین، تعبیر شده است و این تعبیرات نشان از اهمیت این فرضیه الهی دارد.
از طرفی تحقق یک پدیده در خارج نیاز دارد که مقتضی آن موجود و مانع آن مفقود باشد، نماز هم از این قاعده بی نیاز نمی باشد. در نماز تحقق مقتضی و رفع موانع و وصول به نماز واقعی با رعایت شرایط و آداب ظاهری و باطنی نماز میسور است.
سخن گفتن درباره آداب باطنی نماز بسیار است اما به صورت فشرده به مواردی از آن اشاره می شود:
1. توجه به خدای متعال و چرایی عبادت:
یعنی نمازگزار باید معرفتی نسبتاً درست از خدای متعال داشته باشد و بداند که با چه کسی رو به رو می شود.
خدای متعال کمال محض است و جامع همه کمالات بلکه عین کمال است و یکی از کمالات الهی حکمت است؛ به همین دلیل تمام افعال الهی هدفمند است. و از افعال الهی، آفرینش جهان هستی و گل سرسبد آن؛ انسان است؛ و هدف آفرینش، رسیدن به کمال (تکامل) است، که این حقیقت جزء از راه صحیح (صراط مستقیم) میسر نمی شود، و صراط مستقیم همان بندگی خداوند است: (ان اعبدونی هذا صراط المستقیم) ؛ یعنی اطاعت از همه دستورات و قانون الهی که مهم ترین و بارزترین آنها، در قالب عبادت تجلی می یابد.
اگر کسی فلسفه عبادت را نداند نصیبی از آن نمی برد و فلسفه عبادت فقط در پرتو بینش دینی قابل دریافت است.
2. پرهیز از اموری که با عبادت منافات دارد:
میزان تأثیر اعمال بستگی کامل به زمینه های قبلی و توجه و اخلاص افراد دارد، به همین سبب عبادت در افراد تأثیرات کاملا مختلفی دارد.
پرهیز از اموری که با عبادت منافات دارد و اثر آن را خنثی می سازد، از امور بسیار مهم است؛ مانند دو مریض که هر دو به دستور پزشک عمل کرده و داروهای خود را به موقع می خورند؛ ولی یکی، از چیزهای زیان بار پرهیز می کند و دیگری بی پروا است و اهل پرهیز نمی باشد. در این صورت سفارش و نسخه پزشک برای دومی بی اثر یا کم اثر است.
باید از اعمال ظلمت زا (گناه) پرهیز کنیم تا عبادت در باطن ما اثر کند و موجب نشاط در ما گردد. لذا در روایات وارد شده است که: تا آنجا که برایتان امکان دارد از گناه فاصله بگیرید؛ زیرا ظلمت با گناه به باطن راه می یابد، (اذا اذنب الرجل دخل فی قلبه نقطة سوداء) .
امام صادق عليه السّلام مى‏فرمايد:
كان أبي عليه السّلام يقول: ما من شي‏ء أفسد للقلب من خطيئة، إنّ القلب ليواقع الخطيئة فما تزال به حتّى تغلب عليه فيصيّر أعلاه أسفله .«»
پدرم [امام باقر] عليه السّلام مى‏فرمود: هيچ چيز براى قلب زيانبارتر از گناه نيست، چه آنكه قلب با گناه مى‏آميزد و با آن گلاويز مى‏شود تا بالاخره گناه بر قلب چيره شده و آن را وارونه مى‏سازد.
يعنى قلب به حساب طبع اولى، ملكوتى و رو به خدا است ولى در اثر گناه چهره‏اش وارونه گشته، ناسوتى و شيطانى مى‏شود.
امام صادق عليه السّلام مى‏فرمايد:
إنّ الرّجل يذنب الذّنب فيحرم صلوة اللّيل و إنّ العمل السّيّئ أسرع في صاحبه من السّكّين في اللّحم .«»
گناه انسان را از عبادت و تهجّد محروم مى‏سازد و لذّت مناجات با خدا را از او سلب مى‏كند و تأثير گناه از كارد برنده سريع‏تر است .
مثنوی مولوی در این باره داستان گناهکار و جناب شعيب را بیان می کند و می گوید:
( 3364) آن يكى مى‏گفت در عهد شعيب
كه خدا از من بسى ديدست عيب‏
( 3365) چند ديد از من گناه و جرم‏ها
وز كرم يزدان نمى‏گيرد مرا
( 3366) حق تعالى گفت در گوش شعيب
در جواب او فصيح از راه غيب‏
( 3367) كه بگفتى چند كردم من گناه
وز كرم نگرفت در جرمم اله‏
( 3368) عكس مى‏گويى و مقلوب اى سفيه
اى رها كرده ره و بگرفته تيه‏
( 3369) چند چندت گيرم و تو بى‏خبر
در سلاسل مانده‏اى پا تا به سر
( 3370) زنگ تو بر توت اى ديگ سياه
كرد سيماى درونت را تباه‏
( 3371) بر دلت زنگار بر زنگارها
جمع شد تا كور شد ز اسرارها...
( 3393) از نماز و از زكات و غير آن
ليك يك ذره ندارد ذوق جان‏
( 3394) مى‏كند طاعات و افعال سنى
ليك يك ذره ندارد چاشنى‏
( 3395) طاعتش نغز است و معنى نغز نى
جوزها بسيار و در وى مغز نى‏
( 3396) ذوق بايد تا دهد طاعت بر
مغز بايد تا دهد دانه شجر
( 3397) دانه بى‏مغز كى گردد نهال
صورت بى‏جان نباشد جز خيال‏
چون شعيب اين نكته‏ها بر وى بخواند
از تفكر همچو خر در گل بماند

3. تلاش برای تهذیب نفس:
هدف از تهذیب نفس، کنار زدن حجاب ها و پرده هایی است که میان انسان و فطرت او مانع گردیده و اجازه تبلور و تجلی به آینه خدانمای فطرت را نمی دهد. این پرده ها و حجاب ها برگرفته از گناهان ، غفلت ، و فرو رفتن در عالم ماده و مادیات و فراموش کردن خدا و آخرت و عالم ملکوت است. تمام دستورات و احکامی که در شرع مقدس وارد شده، همگی هدف واحدی را دنبال می کند و آن کم رنگ کردن و یا کنار زدن این حجاب ها و درخشش گوهر فطرت و حقیقت انسان است که در زیر خروارها گرد و خاک غفلت و عصیان مدفون گشته است (قد افلح من زکیها و قد خاب من دساها) .

4. انجام دادن کارهای مثبت:
از سویی روح، همه کاره در عالم بدن است و تمام اعضاء و جوارح تحت فرمان اویند و از سویی دیگر همو محل نورانیت ها و ظلمت هاست و از اعمال انسان تاثیر می پذیرد.
تاثیر فوری کارهای مثبت و منفی بر روح بر کسی پوشیده نیست و از جمله ی اعمال مثبت انجام عبادات است یعنی اگر انسان ده درجه نورانیت داشته باشد و نماز شب هم بخواند و یا در رفع حوائج مردم کوشا باشد و... این اعمال خوب به نورانیت روح او می افزاید و همین باعث توانمندی بیشتر روح و باطن او می شود و این نورانیت عظیم اسباب نشاط در عبادتی مثل نماز را فراهم می آورد و البته عکس این موضوع هم در اعمال ظلمانی صادق است. «قل کل یعمل علی شاکلته».
5. دوستی خداوند متعال:
خطا و گناه آدمی، ریشه در دنیادوستی و گرایش افراطی به لذت های مادی و طبیعی آن دارد! «حب الدنیا رأس کل خطیئة» بنابراین اگر کسی بخواهد دلش را از گناه خالی کند، باید با ریشه و منشأ آن بستیزد و بکوشد که از شدت محبت دنیا در دلش بکاهد و گرایش به لذت های طبیعی را در نفس خویش تعدیل نماید که اگر چنین کند و به استعانت خدای متعال، در این کار سترگ موفقیتی به دست آورد، می تواند دلش را از گناه خالی کند و به جای آن محبت خدای بزرگ و اولیای او را جایگزین نماید.
نتیجه اینکه اگر بخواهیم در نماز حال خوبی داشته باشیم باید آداب باطنی را رعایت نمائیم، با اعمال نورانی زمینه را فراهم کنیم و نور باطن را قوت بخشیم و وجود آدمی را از امراض اخلاقی پاکیزه گردانیم تا به درک لذت عبادت نائل آئیم چه اینکه مریض به جهت مرض از درک لذت بهترین غذاها بی بهره است و رغبتی به میل کردن غذای لذیذ ندارد و البته ناگفته نماند که خوردن غذا و لو اینکه این چنینی باشد نقش اساسی در بهبود مریض دارد و از این جهت همانطوریکه در لابلای بحث بدان اشاره رفت، ما قائلیم که ایندو در همدیگر تاثیر متقابل دارند.
منابع:
آداب نماز (امام خمینی)
راه های خروج از صفات رذیله (حاج سید رحیم توکل)
سر الصلاة (امام خمینی).
ـــــــــــــــــــــــ
سوره یس، آیه 61.
اصول کافی، ج 3، باب گناهان، روایت 13.
اصول كافى، ج 2 - ص 268، باب الذنوب، حديث 1.
همان، ص 272، حديث 16، جامع السعادات، ج 3 - ص 48.
مهدوى كنى ، محمدرضا، نقطه‏هاى‏آغازدراخلاق‏عملى ص : 116
محمد تقى جعفرى،شرح مثنوی، جلد 5، صفحه‏ى 512
سوره شمس، آیه 9 – 10.
سوره اسرا، آیه 84.


تاريخ طرح سوال : چهار شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۴(عمومی)
سلام
همسرم بشدت از نزديکی با مخرج لذت می برد و دوست دارد می خواستم بدانم از نظر شرعی چه حکمی دارد؟
تاريخ ارسال جواب : يكشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۸۴
با اذن زوجه جايز است


تاريخ طرح سوال : چهار شنبه ۲۸ دي ۱۳۸۴(فقهی)
ايا با پول بيکاری ميشود به مکه رفت يا با پس اندازش واجب الحج شد؟
تاريخ ارسال جواب : سه شنبه ۰۴ بهمن ۱۳۸۴
اگر شرایط استطاعت از طریق این پول حاصل شود حج واجب خواهد شد


تاريخ طرح سوال : چهار شنبه ۲۸ دي ۱۳۸۴(فقهی)
شکستن قضای روزه ماه رمضان بعد از اذان ظهر چه حکمی دارد.
تاريخ ارسال جواب : سه شنبه ۰۱ مهر ۱۳۸۷
به نام خدا
در صورت شکستن روزه قضا بعد از اذان ظهر بايد افزون بر آن روزه قضا ده فقیر را اطعام کند و اگر نمی تواند سه روز به عنوان کفاره روزه بگيرد.


تاريخ طرح سوال : شنبه ۰۱ بهمن ۱۳۸۴(فقهی)
به نام خدا
بیشتر خوراکی هایی چون بیسکوئیت و شکولات در خارج از کشور، در فرمول روی جلد آن کونیاک (نوعی مشروب) وجود دارد
می خواستم بدانم خوردن این نوع خوراکی ها اشکال شرعی دارد یا نه؟
تاريخ ارسال جواب : جمعه ۰۷ بهمن ۱۳۸۴
اکر استحاله نشده باشد که معمولا نشده است حرام است


تاريخ طرح سوال : يكشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۸۴(عمومی)
Universe 1st " All-in-one " Islamic products

" بسم الله الرحمن الرحيم "

" Bi ism 'allaah ar rah.maan ar rah.iim."

" In the name of Allah, the Beneficent, the Merciful. "

" السلام عليكم "

" Salam Alaikom "
" Peace one you "

" www.albayanquran.com "

Our Site To Share With All The Mo`meneen

Kindly Visit & Forward

Your Comments Are Highly Appreciated.

GoD Bless you ,
AKRAM CHOKR
AL-BALAGH EST.

Alternative emails : ach-gm@albalagh-kw.com , akramchokr@hotmail.com




تاريخ ارسال جواب : سه شنبه ۰۴ بهمن ۱۳۸۴

in the name of Allah
Salam Dear brothers
I pray for u .
OUR site

WWW.ISLAMQUEST.NET
is ready to answer questions about Islam in Arabic English And Fars
May Allah help all of us


تاريخ طرح سوال : شنبه ۰۸ بهمن ۱۳۸۴(اعتقادی)
چرا همجنس بازی در شرع حرام است
تاريخ ارسال جواب : شنبه ۰۸ بهمن ۱۳۸۴
به دلايل متعدد:
۱ اين امر باعث تضعيف نهاد خانواده است
۲امری خلاف طبيعت انسان بلکه هر حيوانی است
۳منشا بسياری از بيماريهای روحی وروانی است
.......


تاريخ طرح سوال : يكشنبه ۰۹ بهمن ۱۳۸۴(فقهی)
in the case that a sister is janaabah and needs to make ghusl but her home has no heat or hot water (only cold water) and she fears she may get sick because it is in the winter and very cold inside and out, is it permissible for her to make tayammum. JazakAllahu khayr
تاريخ ارسال جواب : دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۴
In the name Of Allah
Dear Sister
Salamun Alaikum
In the situation that you have explained TAYAMMUM is permitted.
Wassalam


تاريخ طرح سوال : جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۸۴(اعتقادی)
با سلام همانطور که ميدانيم شکستن به عمد روزه ماه رمضان شصت روز قضا دارد حال اگر قضای روزه رمضان را هم بشکنيم بايد شصت روز روزه بگيريم؟ البته بعد از اذان ظهر با تشکر فراوان
تاريخ ارسال جواب : شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۴
به نام خدا
در صورت شکستن روزه قضا بعد از اذان ظهر بايد افزون بر آن روزه قضا ده فقیر را اطعام کند و اگر نمی تواند سه روز به عنوان کفاره روزه بگيرد.


تاريخ طرح سوال : جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۸۴(فقهی)
خوردن ژلاتين گاوی حرام است يا خير؟
تاريخ ارسال جواب : جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۸۴
اگر گاو ذبح شرعی شده باشد ژلاتين آن حلال است.اما اگر گاو ذبح شرعی نشده باشد ژلاتين آن در صورتی حلال است که در فرايند توليد مواد گرفته شده از گاو استحاله شده باشد يعنی در آن تغيير شيميايی رخ داده باشد.


تاريخ طرح سوال : جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۸۴(فقهی)
قبلا سوالی ارسال کردم که در جواب آن نوشته بودید اگر استحاله نشده باشد پاک است.
سوالی دارم و آن این که مقصود از استحاله چیست؟
تاريخ ارسال جواب : جمعه ۱۴ بهمن ۱۳۸۴
استحاله يعنی تغيير شيميايی


تاريخ طرح سوال : جمعه ۰۴ فروردين ۱۳۸۵(اعتقادی)
ba salam

man ye dokhtare 23 sale hastam az holland, khodaroshokr mosalman hastam wa namaz mikhanam rooze migiram,hejab daram,ama nemidanam chera yek meghdar imanam zaief ast,gahi oghat az namaz khandan sard mishawam, wa shayad modati tarkash mikonam, wa khodam, kheli az in masale narahatam, chekar konam ke imanam ghawi shawad ke be hich wajh namazam ra tark nakonam , ba tashakor
تاريخ ارسال جواب : يكشنبه ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۵
سلام
برای تقويت ايمان بايد ارتباط با خدا تقويت شود و این امر در صورت توجه به نعمت های الهی که شما را احاطه کرده است حاصل میشود.
قرایت قرآن با توجه به معانی نیز مفید است.
ذکر لا حول و لا قوت الا بالله نیز مفید است.
موفق باشید.


تاريخ طرح سوال : يكشنبه ۰۶ فروردين ۱۳۸۵(اعتقادی)
درباره علائم ظهور بفرماييد که علائم غيرحتمی برای چه آمده و چه فايده ای دارد؟
و اینکه علائم قطعی ظهور از منظر کارشناسی جنابعالی کدامند؟
باتشکر
تاريخ ارسال جواب : شنبه ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۵
باسمه تعالی
این سوال در سایت اسلام کوییست پاسخ داده شده است.




http://farsi.islamquest.net/QuestionArchive/5.ASPX
لطفا در باره علائم ظهور مهدی(عج) توضيح بفرماييد و اينکه کدام يک از علائم ذکر شده موثق است.

جواب اجمالی:
پرسشگری پیرامون «ظهور» و «علامات ظهور» بسیار پسندیده است ؛ اما نباید چنان درگیر پیچ و خم های آن شد که از «هدف» (همان زمینه سازی برای ظهور) غافل ماند.
نشانه های ظهور به قسمت های گوناگونی تقسیم می شوند که از آن جمله است: علایم حتمی و غیر حتمی.
بسیاری می پندارند باید ظهور را در گرو تحقق «علایم حتمی» دانست! حال آنکه گره غیبت حضرت امام عصر (ع) به «اراده ی الهی» بستگی کامل دارد و این نیست که علایم حتمی جنبه ی تأکید و صد در صدی داشته باشند . چه اینکه، طبق برخی احادیث ، جز اصل ظهور حضرت که میعاد تخلف ناپذیر الهی است؛ بقیه علامات – حتی حتمی – در حد احتمال و حداکثر بیشتر برای مقارنت با ظهوراند.
اسامی برخی علایم حتمی: خروج و قیام شخص پلیدی به نام «سفیانی» انعکاس ندایی الهی و نیز ندایی از شیطان در آسمان ، طلوع خورشید از مغرب، اختلاف داخلی میان جبهه باطل و کشته شدن نفس زکیه.


--------------------------------------------------------------------------------
جواب تفصیلی:
در آغاز، چند نکته مقدماتی را تذکر داده و آنگاه به بررسی مشروح پاسخ می پردازیم:
1. مسأله قیام حضرت امام عصر (ع) از مهمترین حوادث جهان است که عظمت آن موجب شده که صاحب آن قیام، «موعود ادیان» و «مصلح جهانی جهانیان» لقب گیرد.
2. و چون ظهور ایشان از اهم وقایع می باشد، باید همراه علایم و نشانه هایی گردد که تا آن موقع منعقد نشده. همچنانکه وقایع مهمی از قبیل مولود حضرت محمد (ص) و اموری از این دست، توأم با نشانه هایی مخصوص بوده.
3. فواید و ثمرات وجود این علایم در چند نتیجه خلاصه می شود:
- برخی از آن علایم ، چنان با عظمت اند که نوعی تجلیل و تعظیم قیام و قیام کننده (ع) محسوب می گردد.
- شماری از آن علایم، به منزله تهدید و ایجاد رعب در دل و سازمان ، دشمنان است.
- عده ای هم ، نوعی مژده و بشارت برخی منتظران می باشند.
4. بسیار خوب است که مؤمنان از این علایم آگاه باشند تا دچار فریب نشده و هر حادثه ای را علامت ظهور ندانند که چه بسا امکان سوء استفاده ی «مهدیان دروغین» یا سایر عوامل نیرنگ از این ناآگاهی وجود دارد. در عین حال ، غرق شدن در بررسی این نشانه ها نیز نکوهیده است که توضیح بیشتر در طی پاسخ بیان می شود.
تفسیر علایم ظهور:
تقسیم بندی های گوناگونی پیرامون «علایم ظهور» صورت گرفته . از جمله: علایم حتمی و غیر حتمی. اشتباه اکثر مردم اینجاست که می پندارند با حتمی شدن برخی علایم ، باید موضوع «ظهور» را صد در صد وابسته به تحقق آن علایم دانست! واقعیت قضیه – طبق برخی روایات – گویای وابسته بودن امر «ظهور» به «اراده الهی» است: حال فرقی نمی کند که چه علائمی محقق شده یا نشده! با این حساب، مفهوم «علایم حتمی» آن است که : برخی نشانه ها احتمال در پی داشتن ظهور را بیشتر به همراه دارند (فقط احتمال بیشتر است نه وقوع صد در صد). حال روشن می شود که «علایم غیر حتمی» صرفاً با احتمال وقوع کمتری نسبت به علایم حتمی و ظهور قرار دارند.
با دقت در حدیث زیر، دلیل آنگونه معنا کردن علایم حتمی و غیر حتمی را می یابید:
«داود بن ابی القاسم نقل می کند که در حضور امام جواد (ع) بودیم. سخن از ]نشانه های ظهور و[ قیام و خروج ]شخصی به نام[ سفیانی به میان آمد و اینکه در برخی روایات گفته شده ] که این از علایم ظهور است[ و حتماً واقع می شود. به امام (ع)عرض کردم: آیا خداوند در اصل وقوع یا ویژگی های امور حتمی نیز تغییر و دگرگونی (=بداء) ایجاد می کند ] چندانکه یا اصلا محقق نمی شوند یا آنچنان که آن وعده های حتمی با آن مشخصات منعقد نمی گردند[؟ حضرت فرمودند: بله ، امکان هرگونه تغییر و تصرف – حتی در امور حتمی – وجود دارد! گفتم: با این حساب می ترسیم که خداوند در اصل ظهور و فرج قائم (ع) نیز ایجاد تغییر و انصراف (بداء) کند!!
حضرت پاسخ دادند: ]اینچنین نیست؛ چون[ قیام قایم (ع) از میعاد و وعده های ]تغییر ناپذیر[ خداست» .
حدیث پژوه و دانشور برجسته «محدث نوری» (رض) در این باره می نویسد:
«... غیر از مسأله ظهور و خروج حضرت حجة بن الحسن المهدی (ص) که حتماً محقق خواهد شد و هیچ گونه تبدیل و تخلفی نخواهد داشت؛ سایر آنچه از آیات و علامات پیش از ظهور و مقارن آن ]آمده[، همه قابل تغییر و تبدیل و تقدیم (زودتر واقع شدن) و تأخیر (دیرتر رخ دادن) و ... هست. حتی آن علایمی که در شمار نشانه های محتوم ذکر شده! چه اینکه مراد از حتمی و محتوم – در آن اخبار – نه آن است که هیچ قابل تغییر نباشد و دقیقاً مثل و همان را که فرمودند به همان نحو بیاید و واقع شود. بلکه مراد آن است که مرتبه ای از تأکید در آن وجود دارد که منافاتی با تغییر در مرحله ای از آن ندارد» .
از این رو سزاوار است که همگی جهت هدف گرانقدر «آمادگی» و «زمینه سازی» برای ظهور تلاش کنند؛ و به جای دلواپسی های افراطی (که سر از یأس به رحمت خدا و لطف امام عصر در می آورد)، در صدد دعای خالصانه و متضرعانه و ایجاد ورزیدگی جسمی و روحی باشند تا چشمه رحمت الهی به جوشش در آید و «فرشته در آید». و اینها در گرو معرفت اندوزی فزون تر به دین و انجام واجبات و ترک گناهان است.
ب) انواع و تعداد علایم حتمی
پنج علامت – طبق برخی احادیث – از علایم حتمی شمرده شده که اسامی هر یک بیان می شود. البته توضیح و چگونگی و چیستی این نشانه ها آنقدر گسترده است که نمی توان در این پاسخ نه چندان مفصل، بدان پرداخت.
ابی حمزه ی ثمالی می گوید:
«به حضرت امام جعفر صادق (ع) عرض کردم که پدرتان حضرت امام محمد باقر (ع) می فرمودند: «خروج شخصی به نام سفیانی از امور حتمی است؛ و انعکاس ندایی در آسمان نیز حتمی است؛ و طلوع خورشید از مغرب حتمی است» و چند چیز دیگر هم نام بردند که آن را حتمی می دانستند.
حضرت امام جعفر صادق (ع) نیز گفتار پدر بزرگوارشان را اینگونه تکمیل فرمودند: و نیز اختلاف بنی فلان ]شاید بنی امیه یا همان جبهه باطل است[ از امور حتمی است؛ و کشته شدن «نفس زکیه» حتمی است و خروج و قیام قائم (ع) هم حتمی و بلکه میعاد یقینی است. پرسیدم: درباره علامت نداء آسمانی توضیح دهید!؟ پاسخ فرمودند: در آغاز روزی منادی با صدایی بلند - آنگونه که هر ملتی با زبان خودش آن را می فهمد – فریاد می زند:
«الا إن الحق فی علی و شیعته؛ بدانید که حق با علی (ع) و شیعیان اوست». و در آخر روز هم ابلیس ندا می دهد:
«الا إن الحق فی عثمان و شیعته؛ بدانید که حق با عثمان و پیروان اوست».
این موقع است که نااستواران در حق (اهل باطل) به شک می افتند» .
نکته:
منظور از «نفس زکیه» ، انسان بسیاری بزرگواری است که از طرف امام زمان (ع) مأموریت برای تبلیغ دارد اما در کعبه (مابین رکن و مقام) به شهادت می رسد .
و نیز «سفیانی» ، شخصی از معاندین است که به قصد مقابله با حضرت بر می خیزد و در سرزمینی به نام «بیداء» (در یمن) – به امر خدا – با لشگریانش به زمین فرو خواهند رفت .

================
1- بحار الانوار ، ط اسلامیه، ج 52، ص 250-251.
2- نجم الثاقب ، نوری ، نشر جمکران، 832.
3- الغیبة، الشیخ الطوسی ، ط مکتبة نینوی، طهران ، باب علائم الظهور، حدیث 3، ص 266 – 267.
4- بحار الانوار ، 52/307/81.
5- موعود شناسی ، علی اصغر رضوانی، نشر جمکران، ص 524.


تاريخ طرح سوال : سه شنبه ۲۹ فروردين ۱۳۸۵(عمومی)
بسمه تعالي
با عرض سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات مدظله العالي.سوالي از محضر آقا داشتم.
آيا ازدواج با زنان و يا دختراني كه در پرورشگاه بزرگ شده و از خانواده آنان نشاني در دست نيست (كه حلال زاده با شند.يا نعوذ باا... از راه زنا به دنيا آمده باشند) صحيح است ؟و در مورد زنان مطلقه چطور؟آيا نكاح با آنان صحيح ميباشد؟
تاريخ ارسال جواب : يكشنبه ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۵
باسمه تعالی
۱.ازدواج با حرام زاده مکروه ولی جايز است.
۲.ازدواج با زنان مطلقه پس از پايان عده جايز است.
هادوی


تاريخ طرح سوال : سه شنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۵(فقهی)
مرجع عاليقدر جهان اسلام حضرت آيت‌الله هادوی
سلام عليكم
اينجانب مصطفي عظيمي دانشجوي كارشناسي ارشد رشته معارف اسلامي و مديريت مالي دانشگاه امام صادق(عليه السلام)، در حال انجام تحقيقي در مورد « نقش فناوري اطلاعات در بانكداري اسلامي »مي‌باشم. در حين انجام تحقيق با مفاهيمي همچون «بانكداري اسلامي، پول الكترونيكي، معامله اينترنتي، امضاي ديجيتال و... » برخورد كرده‌ام.
مي خواستم نظر شرع مقدس اسلام را در اين موارد جويا شوم.
از آنجا كه نتيجه تحقيق به صورت گزارش تحقيقاتي منتشر خواهد شد، خواهشمند است جواب اين سوال را تفصيلا و در اسرع وقت به پست الكترونيك اين جانب ارسال نماييد.
azimoos@yahoo.com
azimoos@gmail.com
m.azimi@isu.ac.ir

با تشكر
التماس دعا
تاريخ ارسال جواب : شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۶
پاسخ اجمالی :
تجارت الکترونیکی آنگونه که تعریف کرده اند، عبارتست از تجارت بی واسطه ای که در آن مشتری کالای واقعی یا خدماتی را از طریق اینترنت خریداری می کند. این نوع تجارت از جهت الکترونیکی بودن و ساده و آسان بودن و دسترسی سریع هیچ اشکالی ندارد و در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده و مورد تأیید شورای نگهبان قانون اساسی قرار گرفته است. و هم اکنون از نظر اجرا (به نحوی که در قانون بیان شده است) در جمهوری اسلامی ایران هیچ مشکلی ندارد.
البته بعضی از فقهاء از جهت این که چنین معاملاتی ممکن است فاقد بعضی از شروط متعاقدین نظیر عاقل بودن و حضور طرفین یا وکیل آنها باشد اشکال کرده اند.
اما گروهی دیگر از فقها فرموده اند که چنین تجارتی اشکال ندارد و در حقیقت کامپیوتر و امکانات ارتباطی جدید، وسیله و ابزاری است در دست طرفین که در حقیقت دو نفر عاقل و بالغ با هم از طریق برنامه نویسی برای کامپیوتر معامله می کنند.

پاسخ تفصیلی :
در توضیح و تعریف تجارت الکترونیک گفته شده است: تجارتی که در آن انجام کلیۀ فعالیت های تجاری با استفاده از شبکه‌های ارتباطی کامپیوتری، به ویژه اینترنت است. به کمک این نوع تجارت، تبادل اطلاعات، خرید و فروش و اطلاعات لازم برای حمل و نقل کالاها، با زحمت کمتر و مبادلات بانکی با شتاب بیشتر انجام خواهد شد. همچنین شرکت ها و مؤسسات اقتصادی و تجاری برای ارتباط با یکدیگر، محدودیت های فعلی را نخواهند داشت و ارتباط آنها با یکدیگر ساده تر و سریع تر صورت می‌پذیرد. ارتباط فروشندگان یا مشتریان نیز می‌تواند به صورت یک به یک با هر مشتری باشد. به عبارت دیگر، تجارت الکترونیک نامی عمومی برای گستره‌ای از نرم افزارها و سیستم‌ها است که خدماتی مانند جستجوی اطلاعات، مدیریت تبادلات، بررسی وضعیت اعتبار، اعطای اعتبار، پرداخت به صورت روی خط، گزارش گیری و مدیریت حسابها را در اینترنت به عهده می‌گیرند. این سیستم‌ها زیربنای اساسی فعالیت های مبتنی بر اینترنت را فراهم می‌آورند. هدف از بکارگیری تجارت الکترونیک، ارائه روشی جدید در انجام امور بازرگانی می‌باشد که به واسطۀ آن، تاجران قادرند که محصولات و خدمات خود را به شکل تمام وقت و به تمام خریداران در سرتاسر جهان - مستقل از مرزهای جغرافیایی و ملیتها- عرضه کنند.
بنا بر این اگر معنی تجارت الکترونیکی ، استفاده از تکنولوژی اینترنت در تجارت باشد، از جهت سرعت عمل بسیار چیز خوبی است و از نظر شرع مقدس اسلام و قوانین جمهوری اسلامی هم هیچ اشکالی ندارد. و قانون آن در هشتاد و یک ماده و هفت تبصره، در تاریخ هفده دی ماه سال یکهزار و سیصد و هشتاد و دو در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده و در تاریخ بیست و چهارم دی ماه سال یکهزار و سیصد و هشتاد و دو مورد تأیید شورای نگهبان قانون اساسی قرار گرفت. و هم اکنون از نظر اجرا (به نحوی که در قانون بیان شده است) در جمهوری اسلامی ایران چه در سیستم بانکداری اسلامی و چه در بازار تجارت هیچ مشکلی ندارد.
البته بعضی از فقهاء بر این نوع تجارت اشکال کرده اند که چنین معامله ای فاقد بعضی از شرط های طرفین معامله (متعاقدین) است. زیرا در معامله (بیع) شرط است که طرفین بیع (خریدار و فروشنده) باید عاقل، بالغ، دارای قصد و اختیار باشند. و در تجارت الکترونیک چون حداقل یک طرف معامله کامپیوتر است و خریدار متاع مورد نظر خود را از دستگاهی که فاقد عقل و شعور و اراده و احتیار است خریداری می کند، از این جهت چنین معامله ای را صحیح ندانسته اند.
ولی چون این مسأله ،یک مسأله جدید و به اصطلاح از مسائل مستحدثه است که جای تفکر و تعمق و کار فراوان دارد و با روشن شدن همۀ جوانب آن در آینده به طور دقیق حکم آن توسط فقهاء بیان خواهد شد.
ممکن است اگر روزی ثابت شود که در چنین معاملاتی کامپیوتر و تجهیزات الکترونیکی صرفاً یک ابزار و یک وسیله هستند که مقاصد یک فروشنده عاقل و بالغ و دارای اراده و اختیار را منتقل می کنند فتوای دیگری درباره این نوع تجارت صارد شود. کما اینکه هم اکنون بعضی از فقهاء کامپیوتر و تجهیزات الکترونیکی را صرفاً یک ابزار و یک وسیله می دانند ودر نتیجه چنین تجارتی راصحیح می دانند.
http://farsi.islamquest.net/QuestionArchive/2171.ASPX


تاريخ طرح سوال : پنج شنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۵(فقهی)
با سلام. لطفا ديدگاه اسلام و خودتان را راجع به دخانيات بيان فرمائيد.
تاريخ ارسال جواب : سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۶
اسلام از خوردن و آشامیدن و استعمال چیزهایی که برای سلامتی انسان ضرر داشته باشد منع کرده است و هر چه ضرر بیشتر باشد منع از علت و سبب آن نیز شدیدتر است، تا جایی که به درجه حرمت می رسد. حضرت امام خمینی (ره) فرموده اند:" خوردن چيزى كه براى انسان ضرر دارد حرام است." پیداست که معیار در حرام بودن، داشتن ضرر است و این که این ضرر از راه خوردن باشد یا از راه دیگر خصوصیتی ندارد. سیگار یکی از چیزهایی است که استعمالش برای سلامتی انسان ضرر دارد اما آیا این ضرر در حدی است که استفاده ی از آن را حرام می کند یا نه ؟ بستگی به افراد و شرایط، متفاوت است.
حضرت آیت الله خامنه ای در جواب سؤالی در این زمینه فرموده اند: "حكم با اختلاف مراتب ضررى كه بر استعمال دخانيات مترتب مى‏شود، متفاوت مى گردد و به طور كلى استعمال دخانيات اگر به مقدارى باشد كه موجب ضرر قابل ملاحظه‏اى براى بدن باشد، جايز نيست و اگر شخص مى‏داند كه با شروع آن به اين مرحله مى‏رسد نيز جايز نمى‏باشد."
حضرت آیت الله مکارم نیز در این باره فرموده اند:" مسأله خوردن يا نوشيدن چيزى كه براى انسان ضرر مهمّى دارد حرام است، كشيدن سيگار و ساير انواع دخانيات اگر به تصديق اهل اطّلاع ضرر مهمّى داشته باشد، نيز حرام است، ولى استفاده از موادّ مخدّر مطلقاً حرام است؛ خواه به صورت تزريق يا دود كردن يا خوردن و يا به هر طريق ديگرى بوده باشد و همچنين توليد، خريد و فروش و هر گونه كمك به انتشار آن، حرام است. .
سایر مراجع تقلید هم نظرشان این است که در صورت داشتن ضرر بزرگ و مهم حرام است . حضرت آیت الله صافى فرموده اند: خوردن چيزى كه براى عقل انسان يا سلامتى او ضرر دارد حرام است، ولى اگر ضرر موقّت يا كم باشد كه عقلاء اعتنا نكنند، حرام نيست." ،
حضرت آیة الله هادوی تهرانی نیز در اینباره فرمودند: استعمال دخانیات به دلیل غیر عقلایی بودن و ضرر قطعی آن حرام است.


تاريخ طرح سوال : چهار شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۵(فقهی)
آيا دادن پول به صاحبخانه بدون اجاره اشکال دارد .متشکرم
تاريخ ارسال جواب : پنج شنبه ۰۹ شهريور ۱۳۸۵
بله


تاريخ طرح سوال : پنج شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۵(اعتقادی)
با سلام برای خودسازی و تزکیه نفس از کجا باید شروع کرد؟
تاريخ ارسال جواب : شنبه ۰۷ مهر ۱۳۸۶
پاسخ اجمالی:
تزکیه، یعنی پاک کردن نفس از ناپاکی ها. در قرآن مجید نیز آیاتی درباره ی اهمیت تزکیه ی نفس آمده است اما باید دانست که نقطه ی شروع در تزکیه¬ی نفس و خودسازی، برای افراد مختلف متفاوت است؛ برای کسی که اسلام نیاوررده، اولین راه و نقطه ی شروع، اسلام آوردن است و برای مؤمنین، اولین مرحله، تنبه و آگاه شدن است به اینکه باید نفس را پاک کرد، و البته تفکر در مسائلی مانند چرایی خلقت و آفرینش، هدف از خلقت و علت بعثت انبیا و... باعث افزایش این تنبه و آگاهی خواهد شد. مرحله ی بعد، مرحله ی توبه از اعمال گذشته و عزم بر جبران است، جبران حقوق افرادی که ضایع کرده ایم و جبران حقوق خداوند که بر گردن ما باقی مانده است. مرحله ی دیگر، تلاش برای انجام امور واجب و ترک محرمات الهی به اندازه علم خودمان و مداومت و استقامت در این راه است که باعث می شود خداوند علم های جدیدی به ما عطا کند و به این وسیله، در سیر و سلوک خود رشد پیدا کنیم؛ خداوند خود نیز در برخی از آیات قران، حمایت و پشتیبانی از این گونه بندگان جهاد¬کننده در راهش را بشارت داده است.

پاسخ تفصیلی:
مسئله خودسازی، در قرآن کریم با عنوان تزکیه و تزکی مطرح شده و معنای لغوی آن عبارت است از پاک نمودن خود از ناپاکی ها . در آیات متعددی از قرآن مجید بر اهمیت این پاک¬سازی تأکید شده است، مثلاً؛ در سوره ی شمس می خوانیم: «به تحقیق کسانی که نفس خود را پاک کردند، به رستگاری رسیدند و کسانی که آن را آلوده و ضایع کردند، ضرر دیدند» ، همچنین در آیه ی 19 سوره ی فاطر و آیات 14 و 15 سوره ی اعلی، بر این مسأله تأکید شده است. پس خودسازی و تزکیه ی نفس، امری مقبول و مورد پسند شرع مقدس است. اما باید گفت نقطه ی شروع خودسازی و تزکیه ی نفس برای افراد مختلف، متفاوت است؛ برای فرد غیر مسلمان، اولین راه و نقطه ی شروع، اسلام آوردن است. به طوری که عده ای از علمای اخلاق، همین مطلب را درجه بندی کرده و فرموده اند: «اول اسلام، بعد ایمان، در مرحله ی سوم هجرت و بعد از آن جهاد فی سبیل الله است که در این راه وجود دارد.»
اما نسبت به کسانی که وارد قلعه ی اسلام و ایمان شده اند و مورد خطاب آیات قرآنی «ای مؤمنان به فکر خود باشید» و «ای ایمان آوردندگان ایمان خود را تجدید کنید» قرار گرفته اند، باید گفت اولین مرحله خودسازی، تنبه و بیداری است. به اینکه باید شروع کرد و خود را از ناپاکیها جدا کرد. بعد از این تنبه و آگاه شدن، این سؤال پیش می آید که از کجا باید شروع کرد؟ و می توان گفت پرسشگر این سؤال، اولین مرحله را گذرانده است، چرا که با فکر و عقل، به این نتیجه رسیده است که «این عالم جای ماندن نیست و این همه امکانات و بعثت انبیا برای حیوانی زیستن نیست.»
بعد از این مرحله (تفکر و تنبه) نوبت به مرحله ی «توبه» می رسد؛ یعنی جبران آنچه از دست رفته است؛ جبران حقوق دیگران که ضایع کرده ایم و جبران حقوق خداوند که بر گردن ما باقی مانده است.
البته این توبه به همراه عزم است؛ توبه از آن چه کرده ایم و عزم به سوی آنچه می خواهیم پیش برویم، به خاطر همین، عده ای از علما ی اخلاق، منزل دوم را توبه و عده ای عزم فرموده اند.
حضرت امام خمینی (ره) در باره ی عزم مناسب با این مقام، می فرمایند: «بناگذاری بر ترک معاصی و فعل واجبات و جبران مافات (گذشته ها) و عزم بر اینکه ظاهر و صورت خود را انسان عقلی و شرعی نماید.»
در دعای روز مبعث آمده است: «همانا دانستم که برترین توشه ی سالک در مسیر رسیدن به تو، عزم بر اراده ای است که با آن تنها تو را انتخاب نماید.»
مرحله ی بعدی برای این امر ترک معصیت و انجام واجبات است.
حضرت آیت الله بهجت در جواب سؤالی که پرسیده شده: تصمیم به سیر و سلوک دارم، چه کنم؟ فرمودند: «ترک معصیت برای تمام عمر کافی و وافی است، اگرچه هزارسال باشد.» پس در این مرحله باید واجبات الهی را به اندازه¬ای که علم داریم، انجام داده و محرمات الهی را نیز به اندازه علم¬مان ترک کنیم. این مساله باعث می شود خداوند علم های جدیدی به ما عطا کند و به این وسیله، در سیر و سلوک خود رشد پیدا کنیم؛ ما هر چه می دانیم عمل می کنیم و خداوند علم به ندانسته ها را به ما عنایت می کند و تا وقتی که ما به وظیفه ی خود عمل کنیم، این چرخه ادامه دارد. پیامبر (ص) فرموده اند: هر کس آنچه را می داند انجام دهد، خداوند علم مجهولات را به او می فهماند.» این روایت، مطابق با آیه ی قرآنی است که می¬فرماید: «کسانی که در راه ما تلاش کنند، راه های خود را به آنان نشان داده و هدایت شان می کنیم.» علاوه بر این، باید دانست انسان تا زنده است، هیچ گاه ساکن نیست؛ یا به سوی نور (هدایت) در حرکت است و یا به سوی ظلمت (گمراهی)، و مطلب مهم رهبری این حرکت به سوی نور است .
برای آگاهی بیشتر، می توانید به رساله¬ی‏ لب‏اللباب، تالیف علامه¬سيدمحمدحسين¬ حسينى¬تهرانى، جلداول، صفحه 87 مراجعه کنید.
در پایان لازم است که متذکر گردیم جواب شما در سطح عمومی تهیه شده است و اگر خواهان سطح بالاتری هستید، با ذکر تحصیلات خود مجددا با ما مکاتبه نمائید.


تاريخ طرح سوال : سه شنبه ۰۷ شهريور ۱۳۸۵(عمومی)
شرکتی است ایرانی متعلق به مسلمین که در قبال جذب مشتری برای خرید محصولاتش که اقلام مورد نیاز عموم شامل لوازم خانگی و صنایع دستی و خدمات مشروع در قالب آموزشگاه و درمانی و تفریحی می باشد حکم خرید از این شرکت و در یافت پاداش از آن چیست ؟در ضمن شرکت شرایطی تعیین کرده است که افرادی که پشیمان شوند می توانند پول خود را پس بگیرند و این شرکت هرمی نیست باسپاس فراوان از معظم له
تاريخ ارسال جواب : پنج شنبه ۰۹ شهريور ۱۳۸۵
با سمه تعالی

با توجه به توضيحات مذکور در صورت واقعی بودن معاملات خريد از اين شرکت يا دريافت پاداش بلا مانع است.


تاريخ طرح سوال : شنبه ۰۹ دي ۱۳۸۵(اعتقادی)
گلدكوئست حرام است يا حلال؟
اگر حرام است به چه دليل؟
تاريخ ارسال جواب : پنج شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۵
پاسخ اجمالی:
علت اینکه فعالیت شرکت هایی نظیر «گلدکوئست»، «گلدماین» و به طور کلی شرکت هایی که به شکل هرمی اقدام به جذب سرمایه می کنند، در ایران ممنوع اعلام شده است، به خاطر ضررهای زیادی است که برای اقتصاد کشور دارد. بعضی از این ضررها عبارتند از:
1. خروج ارز و سرمایه از کشور بدون بازگشت متاع حقیقی و با ارزش مساوی، در مقابل آن.
2. عدم امنیت سرمایه گذاری در آنها.
3. بالا رفتن نرخ بهره و گران شدن کالاها و...
لذا بسیاری از مراجع معظم تقلید، بر حرمت فعالیت چنین شرکت هایی فتوا دادند و درآمد حاصله از این راه را حرام می دانند. دلایل این فتاوا علاوه بر موارد ذکر شده (ضرر برای اقتصاد کشور) ضرر هایی است که به اعضاء و زیرشاخه ها وارد می آید، زیرشاخه هایی که موفق نشده اند عضوی را جذب نمایند و در نتیجه قسمت اعظم سرمایه خود را از دست داده اند.
اما نتورک مارکتینگ (Network Marketing) اگر به معنای بازاریابی شبکه ای باشد (که با بازاریابی چند سطحی فرق دارد، و در واقع شكل مدرن و جديدي از بازاريابي سنتي است كه در آن بازارياب لزوما مشتري نيست و خريدار نيز بعنوان مصرف كننده نهايي است و نه عضو جديد شبكه)، تنها بحث آن، جواز یا عدم جواز تجارت الکترونیکی است.
بعضی از فقهاء از جهت اینکه تجارت الکترونیکی فاقد بعضی از شروط متعاقدین نظیر عاقل بودن و حضور طرفین یا وکیل آنهاست، چنین معاملاتی را جایز ندانسته اند، در حالیکه در هر معامله ای این شرطها باید وجود داشته باشد.
اما گروهی دیگر از فقها فرموده اند که چنین تجارتی اشکال ندارد و در حقیقت دو نفر عاقل و بالغ از طریق برنامه نویسی که برای کامپیوتر انجام شده است، با هم دیگر معامله می کنند.
پاسخ تفصیلی:
طبق کارشناسی هایی که توسط محققین و اقتصاددانان پیرامون شناخت ماهیت شرکت های هرمی نظیر گلدکوئست، گلدماین و ... و عملکرد آنها انجام شده است، کار این شرکت ها و مشارکت با آنان، دارای اشکالات زیادی است و از این ناحیه ضررهای جبران ناپذیری به اقتصاد کشور وارد می شود و به همین جهت نهادهای اقتصادی جمهوری اسلامی فعالیت این گونه شرکت ها را غیر قانونی اعلام کرده اند و قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران موظف است با متخلفین برخورد نماید. بعضی از این ضررها عبارتند از:
1. در این گونه شرکت ها از مجموعه سرمایه گذاری هر عضو در نهایت 35% به حساب شرکت واریز می شود و تنها 65% از آن (آنهم در صورتی که تمام زیرشاخه ها کامل گردد) به اعضاء بر می گردد که این مبلغ، عبارتست از قیمت واقعی سکه و اجناس خریداری شده و پورسانت هایی که به واسطه ها پرداخت می گردد.
حال اگر این مسأله را به صورت کلان حساب کنیم در کشوری مثل ایران که طبق آمار هم اکنون بیش از یک میلیون نفر در این شبکه ها قرار گرفته اند، اگر در نظر بگیریم که هر نفر حداقل 500 دلار سرمایه گذاری کرده باشد مجموعاً مبلغی در حدود 000/000/500 دلار، در این شرکت ها سرمایه گذاری کرده اند که 35% سهم این شرکت ها (به غیر سودهایی که از راه های دیگر در این معاملات نصیب آنها می شود) مبلغی در حدود 000/000/175 دلار که معادل (000/000/000/161=000/000/175x920) تومان است، می شود.
این عدد و مبلغ در صورتی است که اعضاء را یک میلیون نفر و میزان سرمایه گذاری را برای هر عضو، حداقل سرمایه گذاری، لحاظ کنیم، در حالیکه متأسفانه هم تعداد اعضاء بیش از این تعداد است و هم شمار زیادی از اعضاء بیش از 500 دلار سرمایه گذاری کرده اند.
با این حساب معلوم می شود که چه حجم عظیمی از سرمایه کشور خارج شده و به جیب چنین شرکت هایی ریخته شده است بدون اینکه در مقابل این مبلغ چیزی عاید کشور شود.
خروج این حجم از سرمایه، ضرر بزرگی به کشور اسلامی ایران است و همانطور که ضرر به شخص حرام است ضرر به مملکت اسلامی نیز حرام است، (زیرا ضرر به همه اشخاص است) و هیچ عاقلی چنین ضرری را نمی پذیرد.
2. وقتی این حجم پول که باید در بورس داخلی سرمایه گذاری شود از گردونه سرمایه گذاری داخلی خارج شود، موجب بالا رفتن نرخ سود سرمایه گذاری داخلی و در نتیجه پایین آمدن سود تولیدات داخلی و گران شدن اجناس داخلی می شود که زیان بزرگی به تولیدکنندگان و مصرف کنندگان است. بعبارت دیگر راه را برای ورود اجناس خارجی باز می کند و در نتیجه کارخانجات داخلی با رکود مواجه شده و با رکود و تعطیلی کارخانجات کارگران زیادی بی کار می گردند و....
3. امنیتی در سرمایه گذاری در اینگونه شرکتها وجود ندارد.
زیرا قوه قضائیه در مقابل تخلفات و سوء استفاده از سرمایه گذاری در این گونه شرکت ها هیچ گونه تعهدی ندارد. بله اگر یکی از اعضا، از سرشاخه خود شکایت کند و بتواند ادعای خود را ثابت کند، این دعوا در دادگاه قابل پیگیری است. ولی در صورتی که خود فرد، پولش را به حساب یکی از شرکت های هرمی واریز کرده باشد و پول به نحوی از بین برود (شرکت به تعهدات خود عمل نکند) قوه قضائیه جمهوری اسلامی هیچ گونه تعهدی در قبال احقاق حق مال باختگان ندارد.
کما اینکه کشورهای دیگر و مجامع حقوقی دیگر، نیز در این زمینه تعهدی ندارند و اگر هم تعهدی داشته باشند، اقدام از طریق آنها برای احقاق حق، مقرون به صرفه نیست. (هزینه های دادرسی و وکیل گرفتن و ایاب و ذهاب بسیار بالاست).
4. متاعی که تحت عنوان سکه یا کالای دیگر به مشتریان می فروشند، سکه ای است که خود مشتری می تواند آن را مستقیماً از شرکت تولید کننده ی آن در آلمان به قیمت بسیار ارزان تری خریداری کند. (حدود 000/90 تومان). و این ادعا که این سکه ها تولید و ضرب خود شرکت است و انحصاری است و ارزش کلکسیونی پیدا می کند، بی اساس است. زیرا اولاً: تولید آن انحصاری نیست به عنوان مثال در مورد سکه تمثال حضرت امام خمینی(ره)، مؤسسه نشر آثار امام، امتیاز تعداد محدودی از این سکه را به یک شرکت آلمانی فروخته است و آن شرکت این سکه ها را به همان تعداد ضرب کرده و وارد بازار نموده است که تعدادی از آنها را شرکت گلدکوئست خریداری کرده و در اختیار مشتریانش قرار داده است. و مؤسسه نشر آثار می تواند این امتیاز را به دیگران نیز بفروشد و هر کسی می تواند مستقیماً این سکه را از شرکت تولیدکننده خریداری نماید!
ثانیاً: کالایی ارزش کلکسیونی پیدا می کند که حداقل ده ها سال قدمت داشته باشد و دیگر تولید نشود! و اجناس شرکت های هرمی اینطور نیست.
مراجع تقلید هم با استناد به آنچه در بالا بیان شده است و ادله ی فقهی دیگر، درآمد حاصله از چنین شرکت هایی را حرام می دانند، آنچه در ذیل می آید از جمله ی آن ادله است:
1. پورسانتی که در این شرکت ها پرداخت می شود، از اعضاء پایین تر (زیرشاخه ها) دریافت می شود و اگر این عملیات در جایی محدود شود (که قطعاً محدود می شود) افرادی که در سطح پایین قرار گرفته اند قسمت اعظم سرمایه خود را از دست می دهند و چیزی دریافت نمی کنند (جز سکه و اندکی پورسانت).
2. کسانی که به عنوان سرشاخه یا واسطه با این شرکت ها همکاری دارند در صورتی پورسانت می گیرند که بتوانند اعضای جدیدی را به این شبکه ها وصل کنند، هر چه اعضای بیشتری جذب کنند پول بیشتری می گیرند. ولی در حقیقت اینان مزد اغواگری و فریب دادن زیرشاخه های خود را می گیرند یعنی زیرشاخه ها و اعضاء جدید را فریب می دهند تا آنان به شرکت اعتماد کنند و سرمایه خود را در این معامله که در واقع غارت اموال آنان است در اختیار شرکت قرار دهند و در عوض شرکت بخش اندکی از این پول را به این واسطه ها می پردازد و بقیه را بدون هیچ زحمتی خود به جیب می زند که این کار از نظر شرعی «اکل مال به باطل» (خوردن مال دیگران از طریق باطل) و حرام است.
اینها تنها بخشی از ادله غیر قانونی و غیر شرعی بودن این شرکت ها بود. ضرر و فساد این شرکت ها بیش از این مقدار است.
اما نتورک مارکتینگ، (Network Marketing) ، اگر به معنی بازاريابي شبكه اي (NM) باشد که در مقوله ی تجارت الکترونیکی و استفاده از تکنولوژی اینترنت در تجارت می گنجد ، از جهت سرعت عمل و... بسیار چیز خوبی است و از نظر شرع مقدس اسلام و قوانین جمهوری اسلامی از این جهت هیچ اشکالی وجود ندارد. اما اشکالی که بعضی از فقهاء بر چنین تجارتی کرده اند از جهت نداشتن بعضی از شرط های طرفین معامله (متعاقدین) است. زیرا در معامله (بیع) شرط است که طرفین بیع (خریدار و فروشنده) باید عاقل، بالغ، دارای قصد و اختیار باشند. و در تجارت الکترونیک چون حداقل یک طرف معامله کامپیوتر است و خریدار متاع مورد نظر خود را از دستگاهی که فاقد عقل و شعور و اراده و اختیار است خریداری می کند، از این جهت چنین معامله ای را صحیح ندانسته اند.
البته این مسأله یک مسأله جدید و به اصطلاح از مسائل مستحدثه است که جای تفکر و تعمق و کار فراوان دارد و با روشن شدن همه جوانب آن در آینده به طور دقیق حکم آن توسط فقهاء بیان خواهد شد.
بله اگر ثابت شود که در چنین معاملاتی کامپیوتر و تجهیزات الکترونیکی صرفاً یک ابزار و یک وسیله هستند که مقاصد یک فروشنده عاقل و بالغ و دارای اراده و اختیار را منتقل می کنند فتوای دیگری درباره این نوع تجارت صادر شود. کما اینکه هم اکنون بعضی از فقهاء کامپیوتر و تجهیزات الکترونیکی را صرفاً یک ابزار و یک وسیله می دانند ودر نتیجه چنین تجارتی را صحیح می دانند.
البته این در صورتی است که این نوع تجارت و بازاریابی، پوشش و بهانه ای برای شرکت های تجارتی هرمی که اشکالات آنها بیان شد، نباشد.


تاريخ طرح سوال : دوشنبه ۲۷ فروردين ۱۳۸۶(اعتقادی)
اگر بين دو پسر عمو چند بار عمل تفخيذ همراه با انزال مني نسبت به يكديگر صورت بگيرد ايا يكي از انها مي تواند با دختر عموي خود اگر قسمت شد ازدواج بكند و ايا احتياط لازم نيست
تاريخ ارسال جواب : يكشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۶
باسمه تعالی
با مراجعه به سايت islamquest.net می توانيد پاسخ اين سوال و امثال آن را بيابيد.
اين سايت زير نظر اين جانب فعاليت ميکند.
http://farsi.islamquest.net/QuestionArchive/1058.ASPX
در اين لينک پاسخ خود را می يابيد
هادوی


تاريخ طرح سوال : يكشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۶(اعتقادی)
hi
I am sayed kazim alami from toronto , Canada
I am alhamdolellah talaba and have been in iran-qom for about more than sex years.
I have too many questions and I need someone to guide me in different fields.
can you please reply my mail and keep contact with me to help me ?
Actually I need to study more and more and with speed some more islamic studies and islamic philosophy .and for that I need a good and qualified teacher {ustaad e khosoosi az raah e door wa ya ein ke age beshe hatta bargardam barae ye moddat e mahdoo}
thanx very much
your sincerly
S K Alami
تاريخ ارسال جواب : شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۶
In the name of allah
Dear Brother
You may find your answers by refering to our site:
www.islamquest.net
regards
Hadavi


تاريخ طرح سوال : چهار شنبه ۰۲ خرداد ۱۳۸۶(اعتقادی)
با سلام وعرض ارادت خدمت حضرت استاد
بنده دانشجوي ترم آخر رشته مهندسي عمران دانشگاه آزاد هستم و پس از آنكه 4 سال با خود كلنجار رفتم نتيجه گرفتم كه نمي توانم خواسته دلم را زير پا گذاشته و در دنياي ماديت فرو روم .
لذا مصمم به شروع تحصيلات حوزوي هستم و امسال براي اين منظور فرم ثبت نام را نيز فرستاده ام .
البته حقير با حضرت استاد قابل مقايسه نيستم لكن چون به لحاظ تحصيلات دانشگاهي وضعيت ايشان در ابتداي طلبگي را دارم مي خواستم بنده را كه در ابتداي اين راه هستم راهنمايي بفرمايند .
با تشكر فراوان
تاريخ ارسال جواب : يكشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۶
باسمه تعالی
اميد است در مسير حق موفق باشيد. صبر در راه حق شرط وصول به نتايج است.
هادوی


تاريخ طرح سوال : پنج شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۶(اعتقادی)
سوال :در حال حاضر اعلم كيست
اورع كيست
تاريخ ارسال جواب : سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۶
جواب اجمالی:
از جمله شرایط تقلید از مجتهد این است که آن مجتهد اعلم و دارای تقوی (ورع) باشد. اما باید توجه داشت که فاصله ی بین مجتهد اعلم و مجتهد غیر اعلم باید به قدری زیاد باشد كه در مواردی که فتوای آنها با یكدیگر تعارض و اختلاف دارد، فتوای غیر اعلم، ارزش تخصصی خود را از دست بدهد. اما اگر فاصله ی بین مجتهد اعلم و مجتهد غیر اعلم در این حد نباشد، تقلید اعلم تعیّن ندارد و می توان از غیر اعلمی كه با اعلم فاصله ی اندك دارد، تقلید كرد.
راه های تشخیص مرجع تقلید اعلم عبارتند از:
1ـ این که انسان (شخصی که می¬خواهد تقلید کند) خودش بتواند اعلم را تشخیص بدهد.
2ـ دو نفر عالم عادل که می¬توانند مجتهد و اعلم را تشخیص بدهند اعلم بودن کسی را تصدیق کنند، به شرط اینکه دو نفر عالم عادل دیگر، با گفته¬ی آنان مخالفت نکنند.
3ـ عده¬ای از اهل علم که می¬توانند مجتهد را تشخیص دهند و از گفته ی آنان اطمینان پیدا می¬شود، مجتهد یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند.
از طرف مدرسین و فضلای عالی رتبه¬¬ی ¬حوزه¬ی علمیه¬ی قم به عنوان اهل علمی که می¬توانند مجتهد اعلم را تشخیص دهند، تعدادی از مجتهدین که واجد شرایط مرجعیت می باشند، معرفی شده اند، این افراد به ترتیب حروف الفبا عبارتند از :
1ـ آیت الله العظمی محمد تقی بهجت
2ـ آیت الله العظمی سید كاظم حائری
3ـ آیت الله العظمی سید علی خامنه¬ای
4ـ آیت الله العظمی سید علی سیستانی
5ـ آیت الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی
6ـ آیت الله العظمی لطف ا... صافی گلپایگانی
7- آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی
8- آیت الله العظمی حسین وحید خراسانی
در حال حاضرتقلید از آیت¬ا... العظمی سید علی خامنه¬ای از اولویت برخوردار است.

جواب تفصیلی :
به عنوان مقدمه باید گفت:
از شرایط مرجع تقلید این است که از نظر علمی از سایر مجتهدان زمان خود، بالاتر باشد و با وجود مجتهد اعلم، نمی¬توان از مجتهد غیر اعلم تقلید کرد و این در صورتی است كه فاصله ی بین مجتهد اعلم و مجتهد غیر اعلم به قدری زیاد باشد كه در مواردی که فتوای آنها با یكدیگر تعارض و اختلاف دارد، فتوای غیر اعلم ارزش تخصصی خود را از دست بدهد. اما اگر فاصله ی بین مجتهد اعلم و مجتهد غیر اعلم در این حد نباشد، تقلید اعلم تعیّن ندارد و می توان از غیر اعلمی كه با اعلم فاصله ای اندك دارد، تقلید كرد. پس ما در هر دوره با گروهی از علما که به منزله ی مساوی بوده و تقلید از همه آنها جایز است، مواجه هستیم.
اما راه¬های شناخت مجتهد اعلم:
1ـ فردی که می¬خواهد تقلید کند، خودش در حدی از تشخیص است که می¬تواند مجتهد و اعلم بودن کسی را تشخیص بدهد. اگر کسی یقین پیدا کرد که یکی از مجتهدان از دیگران اعلم است، بر او واجب است که از همان مجتهد تقلید کند.
2ـ دو نفر عالم عادل که می¬توانند مجتهد و اعلم بودن کسی را تشخیص دهند، مجتهد و یا اعلم بودن یکی از علمای اسلام را تصدیق کنند، به شرط این که دو نفر عالم عادل دیگر با گفته ی آنان مخالفت نکنند.
3ـ عده¬ای از اهل علم که می¬توانند مجتهد و اعلم بودن را تشخیص دهند، و از گفته¬ی آنان اطمینان حاصل می¬شود، اعلم بودن یکی از علما را تصدیق کنند و در بین آنها مشهور شده باشد که فلانی اعلم است. بنابراین، اگر کسی که می¬خواهد تقلید کند اعلمیت مجتهدی را تشخیص داد، باید حتماً از او تقلید کند.
در این زمان، بعد از رحلت حضرت امام خمینی(ره) از طرف علما تعدادی از مجتهدین عالی مقام به عنوان کسانی که شایستگی امر مرجعیت را داشته و همگی از نظر علمی در یک سطح هستند، معرفی شده اند تا کسانی که نتوانسته¬اند از راه های دیگر، مرجع تقلید اعلم را شناسایی کنند با عمل به فتاوای یکی از این مراجع، به وظیفه ی خود عمل کنند.
این افراد عبارتند از:
1ـ آیت¬ الله العظمی محمد تقی بهجت
2ـ آیت¬ الله العظمی سید كاظم حائری
3ـ آیت¬ الله العظمی سید علی خامنه¬ای
4ـ آیت¬ الله العظمی سید علی سیستانی
5ـ آیت¬ الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی
6ـ آیت¬ الله العظمی لطف ا... صافی گلپایگانی
7- آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی
8- آیت الله العظمی حسین وحید خراسانی ، حضرت آیت¬ا... العظمی سید علی خامنه¬ای با توجه به مسائل جهانی و آگاهی ایشان از مسائل جهان امروز، سهولت ارتباط، عزت اسلامی رهبری و اتحاد مسلمین در برابر غیر مسلمانان، بهترین وشایسته ترین گزینه می باشند.


تاريخ طرح سوال : شنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۶(اعتقادی)
با سلام بنده شنيده ام كه در حال حاضر آقايان بهجت و سيستاني نسبت به ساير مراجع از مشهوريت بيشتري در باب اعلميت بر خوردار مي باشند لذا از شما تقاضا دارم تا نظر خود را در اين باره براي بنده ارسال داريد تا مشكل بنده در باره تقليد حل شود. با تشكر
تاريخ ارسال جواب : سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۶
جواب اجمالی:
از جمله شرایط تقلید از مجتهد این است که آن مجتهد اعلم باشد. اما باید توجه داشت که فاصله ی بین مجتهد اعلم و مجتهد غیر اعلم باید به قدری زیاد باشد كه در مواردی که فتوای آنها با یكدیگر تعارض و اختلاف دارد، فتوای غیر اعلم، ارزش تخصصی خود را از دست بدهد. اما اگر فاصله ی بین مجتهد اعلم و مجتهد غیر اعلم در این حد نباشد، تقلید اعلم تعیّن ندارد و می توان از غیر اعلمی كه با اعلم فاصله ی اندك دارد، تقلید كرد.
راه های تشخیص مرجع تقلید اعلم عبارتند از:
1ـ این که انسان (شخصی که می خواهد تقلید کند) خودش بتواند اعلم را تشخیص بدهد.
2ـ دو نفر عالم عادل که می¬توانند مجتهد و اعلم را تشخیص بدهند اعلم بودن کسی را تصدیق کنند، به شرط اینکه دو نفر عالم عادل دیگر، با گفته¬ی آنان مخالفت نکنند.
3ـ عده ای از اهل علم که می توانند مجتهد را تشخیص دهند و از گفته ی آنان اطمینان پیدا می شود، مجتهد یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند.
از طرف مدرسین و فضلای عالی رتبه ی حوزه ی علمیه ی قم به عنوان اهل علمی که می¬توانند مجتهد را تشخیص دهند، تعدادی از مجتهدین که واجد شرایط مرجعیت می باشند، معرفی شده اند، این افراد به ترتیب حروف الفبا عبارتند از :
1ـ آیت الله العظمی محمد تقی بهجت
2ـ آیت الله العظمی سید كاظم حائری
3ـ آیت الله العظمی سید علی خامنه¬ای
4ـ آیت الله العظمی سید علی سیستانی
5ـ آیت الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی
6ـ آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی
7-آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی
8-آیت الله العظمی حسین وحید خراسانی
البته حضرت آیت¬الله العظمی سید علی خامنه¬ای با توجه به مسائل جهانی و آگاهی ایشان از مسائل جهان امروز و... بهترین و شایسته ترین گزینه می باشند.

جواب تفصیلی :
به عنوان مقدمه باید گفت:
از شرایط مرجع تقلید این است که از نظر علمی از سایر مجتهدان زمان خود، بالاتر باشد و با وجود مجتهد اعلم، نمی¬توان از مجتهد غیر اعلم تقلید کرد و این در صورتی است كه فاصله ی بین مجتهد اعلم و مجتهد غیر اعلم به قدری زیاد باشد كه در مواردی که فتوای آنها با یكدیگر تعارض و اختلاف دارد، فتوای غیر اعلم ارزش تخصصی خود را از دست بدهد. اما اگر فاصله ی بین مجتهد اعلم و مجتهد غیر اعلم در این حد نباشد، تقلید اعلم تعیّن ندارد و می توان از غیر اعلمی كه با اعلم فاصله ای اندك دارد، تقلید كرد. پس ما در هر دوره با گروهی از علما که به منزله ی مساوی بوده و تقلید از همه آنها جایز است، مواجه هستیم.
اما راه¬های شناخت مجتهد اعلم:
1ـ فردی که می¬خواهد تقلید کند، خودش در حدی از تشخیص است که می¬تواند مجتهد و اعلم بودن کسی را تشخیص بدهد. اگر کسی یقین پیدا کرد که یکی از مجتهدان از دیگران اعلم است، بر او واجب است که از همان مجتهد تقلید کند.
2ـ دو نفر عالم عادل که می¬توانند مجتهد و اعلم بودن کسی را تشخیص دهند، مجتهد و یا اعلم بودن یکی از علمای اسلام را تصدیق کنند، به شرط این که دو نفر عالم عادل دیگر با گفته ی آنان مخالفت نکنند.
3ـ عده¬ای از اهل علم که می¬توانند مجتهد و اعلم بودن را تشخیص دهند، و از گفته¬ی آنان اطمینان حاصل می¬شود، اعلم بودن یکی از علما را تصدیق کنند و در بین آنها مشهور شده باشد که فلانی اعلم است. بنابراین، اگر کسی که می¬خواهد تقلید کند اعلمیت مجتهدی را تشخیص داد، باید حتماً از او تقلید کند.
در این زمان، بعد از رحلت حضرت امام خمینی(ره) از طرف علما جمعی از مجتهدین عالی مقام به عنوان کسانی که شایستگی امر مرجعیت را داشته و همگی از نظر علمی در یک سطح هستند، معرفی شده اند تا کسانی که نتوانسته¬اند از راه های دیگر، مرجع تقلید اعلم را شناسایی کنند با عمل به فتاوای یکی از این مراجع، به وظیفه ی خود عمل کنند.
این افراد عبارتند از:
1ـ آیت الله العظمی محمد تقی بهجت
2ـ آیت الله العظمی سید كاظم حائری
3ـ آیت الله العظمی سید علی خامنه¬ای
4 آیت الله العظمی سید علی سیستانی
5ـ آیت الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی
6ـ آیت الله العظمی لطف ا... صافی گلپایگانی
7-آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی
8-آیت الله العظمی حسین وحید خراسانی
البته حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنه¬ای با توجه به مسائل جهانی و آگاهی ایشان از مسائل جهان امروز، سهولت ارتباط، عزت اسلامی رهبری و اتحاد مسلمین در برابر غیر مسلمانان، بهترین و شایسته ترین گزینه می باشند.


تاريخ طرح سوال : يكشنبه ۰۵ مرداد ۱۳۸۷(اعتقادی)
هوالغني و الحميد

با سلام و عرض ادب
به يك مشكل فكري برخورده ام. راهي نديدم جز اينكه با عده اي از متخصصين در اين امر رايزني كنم.
ابتدا پناه ميبرم به ذات واجب الوجودش از شر غرور و تكبر ‘ از شر نفس خودم و از شر شيطان مردود.
از عمرم 56 سال ميگذرد. مردي هستم كه زندگي ام را با عشق الله شروع كردم و هميشه كارم را به گونه اي انجام ميدادم كه مطمئن باشم رضاي او در آن است. با دنيايي از آمال و آرزوها اين 56 سال را روز به روز پيمودم . هر چه از او خواستم تقريباً هيچ نگرفتم ولي هر چه او خواست نصيبم شد. نصيبم چيزهايي شد كه از ابتدا نمي خواستم و ميدانستم دوست ندارم . من هر چه خواستم به ديگران داد . ابتدا ترسي نداشتم فكر ميكردم هنوز جوانم و فرصت دارم؛ ولي وقتي به سن بازنشستگي رسيدم وكارنامه زندگي ام را مرتب كردم ديدم هيچ ندارم . با خود گفتم دارايي هايم را به شمارم ؛ ديدم آن چيزي است كه تقريباً همه دارند.
مهندسم . در كارم متخصص بودم . زندگي مرا از متن به حاشيه برد. تخصص ها يكي پس از ديگري به علت عدم استفاده در بايگاني راكد فكرم قرارگرفتند.
مسلمانم . با فرصت هاي كمي كه دارم به اندازه اي عبادت ميكنم كه ايمانم تازه بماند .
چون حكمت كار خدا را نميدانم ‘ شكايت نميكنم مثلاً چرا فلاني منزل دارد و من ندارم . مطالعاتي معنوي و ديني را از قرآن تا بقيه كتابها در حد و اندازه خودم شروع كردم تا شايد آرام بگيرم .هنوز هم مشغولم.
امّا همانطور كه گفتم وحشت از افزايش سن و دست خالي بودن و از دست رفتن قدرت جواني و هزاران مشكلات اجتماعي‘ خانوادگي و اقتصادي باعث اين مشكل شد كه:
خدا ميفرمايد
1- بخوانيد مرا شما را اجابت ميكنم.
2- از خدا بخواهيد به شما بي حساب ميدهد
3- خدا به برخي بيشتر داده است تا امتحان كند
4- خدا به كه هر بخواهد ميدهد
5- هر اتفاقي به خواست خدا روي ميدهد
6- انسان با كوشش خود چيزي بدست مياورد
7- خدا پاداش نيكوكار را ضايع نميكند
8- عمل صالح كنيد و مومن باشيد
از طرفي از احاديث و از معصومين هم شنيده ايم كه كار زشت نكنيد و درستكار باشيد تا در دنيا و آخرت رستگار باشيد.
من ناگهان دچار سر در گمي شدم .اگر قبول كنم كه آيات درست است و يكديگر را نقض نميكند و اين منم كه شعور فهميدن ندارم در آن صورت غصه دلم را ميفشارد كه يك عمر به صداقت تلاش كردم و گاهي مسخره ميشدم كه زرنگ نيستي در حالي كه ميديدم حفظ ايمان يعني همين كه من ميكنم والاّ من هم بعد از اين همه عمر الان هم ميتوانم كلك بزنم ‘ حقه بزنم و توجيه كنم . حالا دستم خالي است و در شأن تحصيلات و مطالعاتم هيچ ندارم . دچار اين بيهودگي شدم كه ديگر طلب چيزي از خدا كردن بي معني است . توي اين سن و سال و توي اين شرايط اقتصادي كه همه با گروههاي همخوان خودشان كار ميكنند و غريبه راه نميدهند ‘ ديگر اميد به چه داشته باشم . حتي راهها آنچنان بسته است كه به پيروي از حضرت محمد (ص) مهاجرت هم نميشود كرد تا بلكه در اين مكه نشد در مدينه اي ديگر زندگي برپاكنم.
خواهش ميكنم اگر ميدانيد بگوييد من كجا گم شده ام؟ راه را به من نشان دهيد. گاهي اوقات فكر ميكنم اگر خودكشي گناه نبود به زندگي خود خاتمه ميدادم. من اگر در جواني هم گناه كرده بودم مگر نه اينكه با توبه بخشيده شده ام.پس دليل اين همه بد بياري و فقر و تنهايي ام در چيست؟ آيا چون حس مسووليت دركار دارم و با صداقت كار ميكنم و ايمان دارم به " ويل للمطففين" اينطور شده ام. آيا بايد بپذيرم سرنوشتم از قبل نوشته شده است در آن صورت از خدا ديگر چه بخواهم . او آن قدر خالق قدرتمندي است كه هر كاري دلش بخواهد ميكند . باز هم ميترسم از او به خواهم و او ندهد و تازه ديگر دراين سن خيلي چيزها ديگر بدردم نميخورد ‘تازه بيشتر دلم ميسوزد. اگر ميدانيد بگوييد من كجا گم شده ام؟ راه را به من نشان دهيد.

با احترام : ره گم كرده تنها
ششم مرداد 87


تاريخ ارسال جواب : پنج شنبه ۰۳ مهر ۱۳۸۷
باسمه تعالی
با سلام و پوزش از تاخير جواب

اگر به آنچه داريد توجه کنيد راه روشن ميشود
اگر به غفلتها و اشتباهات خود توجه کنيد راه روشن ميشود
اگر طلبکار از خدا نباشيد و بدهکار او باشيد راه روشن ميشود

هادوی


تاريخ طرح سوال : سه شنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۷(اعتقادی)
بعد از مراجعه به دندان پزشکی پزشک دندان مرا با ماده موقتی پر کرده که طعم خاصی دارد آیا برای روزه اشکال دارد؟
تاريخ ارسال جواب : سه شنبه ۰۱ مهر ۱۳۸۷
باسمه تعالی
وجود طعم مبطل روزه نيست.
هادوی


تاريخ طرح سوال : سه شنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۷(اعتقادی)
با سلام
بنده و همسرم مدتي است كه به دلايلي كه در زير آورده شده است با برادرم و همسر ايشان قطع ارتباط نموده و تقريبا هيچ رابطه اي نداشته و كلا قهر هستيم با توجه به حديثي كه شنيده بوديم كه هركس كه با شخص مسلمان ديگري چند روز قهر باشد عباداتش پذيرفته نيست اين موضوع ما را به شدت نگران نموده و از طرفي با توجه به رابطه بوجود آمده امكان ايجاد ارتباط فعلا با آنها براي بنده و همسرم ميسر نيست چرا كه بارها اين موضوعات پيش آمده و هر بار ما فراموش كرده و با بزرگواري همسرم دوباره ارتباط برقرار كرديم ولي هر بار موضوعاتي بد تر از دفعات پيش اتفاق افتاده از شما درخواست دارم ما را از نگراني اين مطلب در بياوريد:
موضوعاتي كه باعث بر هم خوردن ارتباط ما شده عبارتند از: بر هم زدن رابطه من وهمسرم با پدر و مادر من توسط آنها، دعوا و درگيري و ناسزا گويي به پدر و مادر بنده، تلاش براي به هم زدن و ايجاد اختلاف بين خانواده من و همسرم در دوران عقد توسط همسر برادرم ، كلاهبرداري از من در محيط كار و ناسزا گويي به بنده در جلوي همكاران ، تهديد به آبرو ريزي در محيط كار من ، بر هم زدن آرامش خانوادگي ما.
تاريخ ارسال جواب : سه شنبه ۰۱ مهر ۱۳۸۷
باسمه تعالی
با سلام
اگر ارتباط با آنها برای شما مشکل خاصی ايجاد نميکند شما در حد معقول و متعارف راه ارتباط با آنها را باز بگذاريد.
هادوی


تاريخ طرح سوال : دوشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۸۷(اعتقادی)
با سلام
ديدن تصاوير يا فيلم مستحجن چه حكمي دارد
تاريخ ارسال جواب : سه شنبه ۰۱ مهر ۱۳۸۷
باسمه تعالی
بدون عنوان ثانوی حرام است