دیدگاه ها

بایگانی

هدف طلبه در حوزه، اجتهاد نیست!

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین الطیبین الهداة المهدیین سیما بقیة الله فی الأرضین عج الله فرجه الشریف. امروز روز اول درس ما است، در واقع یک فرصت دوباره به ما داده شده است. یک عبارتی از علی بن ابیطالب ـ علیه الصلاة و السلام ـ نقل شده است که «الفرصة تمر مر السحاب فانتهزوا فرص الخیر:[1] فرصت همان طوری که ابر می‌گذرد، به سرعت می‌گذرد. پس از فرصت‌های نیکو بهره ببرید.» مثل این فرصت «در قم بودن» که ما قدرش را نمی‌دانیم و ارزش آن را نمی‌فهمیم. همین روزهای اخیر با طلبه‌هایی برخورد داشتم که هر کدام به شکلی از حوزه بیرون رفته‌اند، از قم رفتند، حالا بعضی برای انجام یک مسئولیتی بیرون رفتند و بعضی به دنبال یک توهمی و خیالی بیرون رفتند. یکی از شاگردان قدیم من که الآن در قوۀ قضاییه قاضی است و آنجا مشغول انجام خدمت است، وقتی صحبت قم بودن مطرح شد، گریه می‌کرد که این فرصت را من از دست دادم، قدر آن دورۀ خوش و خوب را ندانستم و البته کسانی هم هستند که به توهم رسیدن به مقامات دنیا یا رسیدن به پول و ثروت از قم رفتند و حالا گرفتاری‌های خاص خودشان را دارند. در همین روزها با طلبه‌ای برخورد داشتم که او هم شاگرد ما بود؛ البته خودش می‌گوید و من یادم نمی‌آید. از قم رفت احتمالاً به دنبال درآوردن پول و تحصیل ثروت و الآن نه تنها در فقر و فلاکت زندگی می‌کند، بلکه متأسفانه گرفتار بعضی بلاها مثل اعتیاد هم شده است و این عجیب نیست. شما فکر نکنید چون طلبه هستید، تضمینی وجود دارد که شما حتماً عاقبت به خیر می‌شوید. چنین چیزی نیست. در همین مدرسۀ حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی ـ رضوان الله علیه ـ کسی بود که تا چند سال پیش از این، یعنی حدود ده دوازده سال پیش خارج تدریس می‌کرد، مدرس خارج مدرسۀ آیت الله العظمی گلپایگانی بود و الآن در کسوت یک عالم وهابی در اردن علیه شیعه فعالیت می‌کند! در این میانه، یعنی در فرصتی که اینجا بود تا زمانی که به اردن رفت یک دوره‌ای هم در عراق ادعای مرجعیت کرد و رساله داد! یعنی ممکن است آدم درس خارج بگوید، چند صباحی ادعای مرجعیت بکند، عاقبتش این طور شود که این آقا شد. باید پناه برد به خدا. شما فکر نکنید در امان هستید، هیچ کس در امان نیست، نه من و نه شما. مرحوم آقای بهاء الدینی بارها این جمله را می‌فرمودند که فرق بین ما و دیوانه‌های در خیابان خیلی نیست، فقط خدا ما را نگه داشته است! بنده ـ شخص خودم را عرض می‌کنم ـ این چنین لیاقتی را نداشتم، ولی خدا به ما این توفیق را داد در قم باشیم. مراقب باشیم از این فرصت استفاده کنیم. من نمی‌گویم آدم همیشه باید در قم بماند ولی در قم بودن یک فرصت است و این فرصت را باید خوب استفاده کرد. اما فرصت یادگیری، این فرصت همیشه نیست. بارها به دوستان عرض کردم همیشه انسان آمادگی یادگیری ندارد. آدم فکر می‌کند مثلاً چشم آن یکی ضعیف شد، گوش آن یکی کر شد، دست آن یکی از کار افتاد، پای آن یکی از کار افتاد، آدم فکر می‌کند این‌ها فقط مال دیگران است. نه این فقط مال دیگران نیست، مال من و شما هم هست. ما هم کم کم توان خود را از دست می‌دهیم. تا جوان هستید، تا توان دارید کاری که قرار است در دورۀ جوانی انجام بدهید، انجام بدهید. یکی از آن‌ها یادگیری است. الآن شما یک توانی دارید که خودتان متوجه نیستید. این توان را وقتی از دست دادید، متوجه می‌شوید. بارها این جمله عرض کردم که مثلاً بنده نمی‌دانستم سردرد چیست. تنها تجربه‌ای که از سردرد داشتم این بود که مثلاً سرم به دیوار خورده بود و درد گرفته بود. وقتی کسی می‌گفت من سرم درد می‌آید، فکر می‌کردم سردرد یعنی این! اما الآن که سال‌ها است گرفتار سردرد هستم، معنای سردرد را می‌فهمم. آن موقع فکر نمی‌کردم یک روز این سردرد سراغ من هم بیاید. یک وقتی بود ما می‌نشستیم به مطالعه کردن، بچه‌های ما کوچک بودند و می‌آمدند می‌گفتند بابا نمی‌آیی غذا بخوری؟ ما فکر می‌کردیم صبح است و صبحانه باید بخوریم یا ظهر است ناهار باید بخوریم یا شب است و شام. اصلاً نمی‌دانستیم صبح است یا شب است یا ظهر! مطالعه می‌کردیم. یک وقت می‌دیدیم سر و صدا می‌آید. چه شده است؟ گویا نزدیک اذان صبح شده است و ما هنوز خبر نداشتیم که نزدیک اذان صبح است. اما الآن از این خبرها نیست. الآن من نمی‌توانم این طور مطالعه کنم. من یک روز کمی بیشتر از حد متعارف توان فعلی‌ام مطالعه کنم، دو سه روز سردرد من را می‌اندازد. توان آدم از بین می‌رود. اگر الآن که جوان هستید، درس نخوانید کار نکنید، مطالعه نکنید، یادداشت نکنید، فردا این طور نیست که وقت پیدا کنید، بنویسید و مطالعه کنید. اصلاً فردایی معلوم نیست در کار باشد و اگر فردایی باشد، معلوم نیست شما توانی داشته باشید. همیشه بعضی نعمت‌ها و بلکه بسیاری از نعمت‌ها را وقتی آدم از دست می‌دهد، قدرشان را می‌فهمد. آقا الآن جوانی. کی متوجه می‌شوی؟ وقتی جوانی را از دست می‌دهی. سلامت را وقتی از دست می‌دهی، قدرش را می‌فهمی. ولی باید گفت. به هر حال «فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْرَی»[2] إن شاء الله این یادآوری به درد ما بخورد. هدف تحصیلات حوزه من در سال گذشته روز دوم درس حوزه جلسۀ اصول این جمله را گفتم که «هدف تحصیلات حوزوی اجتهاد است.» می‌خواستم این جمله را یک کلمه اصلاح کنم که مقصود از این جمله این است که «هدف آموزشی تحصیلات حوزوی اجتهاد است.» چون حوزه ابعاد مختلفی دارد. حوزه اصلاً یک مرکز آموزشی صرف نیست. حوزه یک مجموعه‌ای است که یکی از کارهایش کار آموزشی است. گاهی ما به این معنا توجه نمی‌کنیم و در قضاوت‌های مان دربارۀ حوزه و در تصمیم گیری در حوزه اشتباه می‌کنیم. این نوع هدف، هدفی است که در تعلیم و سیستم آموزشی حوزه مطرح می‌شود به این معنا که اگر بپرسند این سیستم آموزشی هدفش چیست، گفته می‌شود: اجتهاد. اما خود حوزه هدفش این نیست. من تعبیر مناسب‌تر از آن چیزی که خود ما به کار می‌بریم برای هدف حوزه پیدا نکردم. همین تعبیر «سربازی امام زمان عجل الله فرجه الشریف». اینکه آماده باشی برای اینکه در خدمت باشی، در خدمت اسلام باشی. آن بزرگوار به عنوان فرماندۀ کل جهان اسلام، بلکه جهان و ما به عنوان سربازان کوچک تحت امر او. وقتی می‌آییم در حوزه، باید خودمان را مثل کسی که می‌رود برای لشکری ثبت نام می‌کند، تلقی کنیم. ما آمدیم اینجا در خدمت باشیم. هر کاری که وظیفه‌مان است، باید انجام بدهیم و به عنوان سرباز این لشکر این را انجام بدهیم. این سربازی یکی از شرایطش تشخیص وظیفه است؛ اینکه چه باید بکنیم. برای اینکه این را بفهمیم، باید درس بخوانیم. درس خواندن که در حوزه مطرح است و به عنوان یک کار مهم هم مطرح است، از این باب است. عوامل رسیدن به اجتهاد اجتهاد یک ملکه است، یک حالتی است در انسان پیدا می‌شود، یک حالت ثابت که انسان این توان را پیدا می‌کند که با مراجعه به ادله، نظر شرع را در مسائل مختلف به دست بیاورد. رسیدن به این اجتهاد یک عواملی دارد یک بخش آن را تعبیر کردم به عوامل ظاهری و یک بخشش عامل واقعی است. اما عوامل ظاهری که بعضی از آن‌ها به ما مربوط می‌شود و در اختیار ما است که آن را به دست بیاوریم و بعضی هم به ما مربوط نیست. 1. استعداد یکی از این عوامل ظاهری استعداد است. هر کاری یک استعدادی می‌خواهد. هر کسی هر کاری را نمی‌تواند بکند و اینکه کسی توقع داشته باشد هر کاری را بتواند بکند، اشتباه است. خدا ضرورتاً به همه، همۀ استعدادها را نداده است. ممکن است بعضی‌ها استعدادهای بیشتری داشته باشد؛ یعنی استعداد برای امور بیشتری و بعضی استعدادهای کمتری داشته باشند. عادتاً این طور نیست که آدم برای هر کاری استعداد داشته باشد. یکی درس خوب می‌خواند و راحت می‌خواند ولی خوب ورزش نمی‌تواند انجام بدهد. دانشگاه صنعتی شریف که بودم، درترم اول دانشگاه برای اینکه دربارۀ رشتۀ درسی مشورت کنیم، استاد مشاور داشتیم. استاد مشاور من خدا رحمتش کند، شهید دکتر عباس پور بود که در جریان هفتاد و دو تن اگر اشتباه نکنم همراه شهید بهشتی به شهادت رسید. رفتم پیش ایشان و گفتم آقای دکتر من می‌خواهم ورزش را این ترم حذف کنم! ایشان سرش روی میز بود تا این جمله را گفتم با تعجبی به من نگاه کرد، گفت چی می گویی بچه! گفتم می‌خواهم ورزش را حذفش کنم. گفت: ورزش! گفتم: بله. گفت: من دیده بودم کسی بیاید بگوید ریاضی، فیزیک، شیمی، فلان درس تخصصی اما ورزش تا حالا ندیدم کسی بخواهد حذف کند. برای چه می‌خواهی حذف کنی؟ گفتم: می‌ترسم این ترم نمره نیاورم. گفت: تو در ورزش نمره نمی‌آوری؟! گفتم: ممکن است نیاورم. بین الهلالین عرض کنم این معلم ورزش ما که یک پیرمردی است می‌آید تلویزیون و هنوز هم ورزش تمرین می‌دهد به من می‌گفت تو برو یک کمی ورزش کن به جای درس خواندن! دکتر عباس پور خندید گفت: بچه جان برو کی تا حالا ورزش حذف کرده است که تو دومین نفر باشی، برو بیرون. ما را از اتاقش انداخت بیرون. خدا رحمتش کند. من از اول خیلی ورزشکار نبودم. در ورزش آدم موفقی نبودم. من اگر تلاش هم می‌کردم؛ مثلاً همۀ عمرم را می‌گذاشتم، فکر نمی‌کردم قهرمان محله‌مان می‌شدم؛ چه رسد به قهرمان شهر یا استان! می‌خواهم بگویم هر کسی یک استعدادی دارد. من اگر وقتم را صرف ورزش می‌کردم، از این که الآن هستم یک کمی از نظر ورزشی بالاتر می‌رفتم ولی نمی‌توانستم هیچ وقت آن چنان رشد کنم که قهرمان المپیک شوم، قهرمان جهانی شوم، هیچ وقت نمی‌شدم. استعداد در افراد مختلف است و اینکه آدم یک استعدادی را نداشته باشد، عیب نیست. هر کس یک چیزهایی دارد و استعداد دست کسی نیست، من این ساخت بدنم است. من که نمی‌توانم ساخت بدنی را تغییر بدهم. قدِ من این قدر است. نمی‌توانم کوتاهش کنم و درازش کنم. بله می‌توانم با ورزش، تمرین و تغذیه یک کمی تغییراتی در آن ایجاد کنم آن هم تا یک محدوده‌ای. استعداد امری است که در یک حدی در اختیار من است. 2. پشتکار عامل ظاهری دیگر پشتکار است. خیلی از ماها استعداد بعضی چیزها را نداریم ولی استعداد خیلی چیزها را داریم. اما این استعدادها در ما در بسیاری موارد شکوفا نمی‌شود. ما نمی‌توانیم از استعداد خوب استفاده کنیم. اینکه هر کسی استعداد دارد پس حتماً موفق است، این طوری نیست. خیلی از افرادی که مستعد هستند، موفق نمی‌شوند؛ یعنی از استعدادشان استفاده نمی‌شود. همین هفته بود یا هفته گذشته که یک طلبه فاضلی که من نمی‌شناختم و برای اولین بار بود او را می‌دیدم، آمد دفتر من و گفت من بیست و هشت سال دارم و گفت من در قم خیلی کم درس خوانده‌ام و در یکی از شهرستان‌ها بودم. می‌گفت در بیست و یک سالگی اجازۀ اجتهاد از یکی از شاگردان مرحوم آقای خویی ـ رضوان الله علیه ـ گرفتم؛ یعنی هفت سال پیش. در حد خودش طلبه‌ای بود فی الجمله با استعداد یک ساعتی که با ایشان بودم، این را برداشت کردم. بعد ایشان یک مطلبی داشت و یک کاری می‌خواست انجام بدهد. بعد از اینکه صحبت ایشان تمام شد، من به ایشان گفتم من پنجاه و پنج سال دارم. شما از بچۀ کوچک من کوچک‌تر هستی! گفتم من در این پنجاه و پنج سال تعداد زیادی آدم با استعداد دیدم که از بین رفتند و به نظرم شما یکی دیگر از این‌ها باشید! به همین صراحت گفتم. گفتم اگر می‌خواهی این استعدادت از بین نرود، فلان کار را انجام بده. بعد شروع کرد که فلان و بهمان. البته من می دانم شما طلبه‌ها می‌آیید پیش من با من مشورت می‌کنید، بعد می‌روید کار خودتان را می‌کنید. برای همین من به طلبه‌ها زیاد مشورت نمی‌دهم! طلبه‌ها ما شاء الله مجتهد هستند. در همه چیز مجتهد هستند، در مطلق الامور، در تمام مسائل مجتهد هستند. در واقع هدفشان از مشورت کردن این است که به من اثبات کنند که حرف خودشان درست است. می گویم تو آمدی به من اثبات کنی کاری که خودتان می‌کنید، درست است! خوب اگر می‌خواهی بکنی برو بکن اما گویا ته دلشان نا آرام است و می‌آیند پیش من آن نا آرامی را از بین ببرند و کار خودشان را بکنند! ممکن است خیلی از شماها که در این کلاس الآن حضور دارید، آدم‌های با استعدادی باشید و همۀ شما را من نمی‌شناسم؛ البته بعضی از شماها را می‌شناسم ولی داشتن استعداد معنایش موفقیت نیست. فکر نکنید اگر استعداد دارید، حتماً موفق هستید. چنین خبری نیست. اکثر افراد موفق آدم‌های مستعد نیستند. اکثر افراد موفق آدم‌هایی هستند با استعدادهای متوسط؛ یعنی آدم‌های مستعد نیستند نه اینکه اصلاً استعداد نداشتند ولی نابغه هم نبوده‌اند. این‌ها با این عامل دوم یعنی پشتکار توانستند به موفقیت برسند و اکثر نوابغ به دلیل اینکه آدم‌هایی با پشتکاری نیستند، به نتیجه نمی‌رسند. من در این پنجاه و پنج سال زندگی‌ام دیده‌ام تعداد نوابغی که از بین رفتند، خیلی بیشتر بودند از آن‌هایی که موفق شدند. شاید کمتر از ده درصد از افراد نابغه به نتیجه می‌رسند. به آن آقا هم گفتم که شما یک آدم با استعدادی هستی اما مشکلی داری. یک کمی برافروخت. گفتم مشکلت این است که صبر نداری. آدم‌های با استعداد آدم‌های صبوری نیستند، معمولاً عجول هستند و دوست دارند زود به نتیجه‌ای برسند و این عجله که من الشیطان، باعث می‌شود اکثراً نمی‌رسند. بعد وسط حرف من پرید، با اینکه من مدت زیادی به حرف‌های او گوش داده بودم. بعد که حرفش تمام شد، گفتم ببین یکی از نشانه‌هایش این است که حتی صبر نداری به حرف من گوش بدهی! بالاخره عزیزان استعداد در اختیار ما نیست ولی پشتکار در اختیار ما است. من فهرستی از آدم‌هایی دارم که شما می‌شناسید، آدم‌های موفقی هستند در شخصیت‌های علمی که این‌ها را من از نزدیک خدمتشان بودم و می دانم از نظر استعداد هیچ کدام نابغه نیستند، بلکه متوسط به پایین هستند ولی امروز موفق هستند؛ چون این‌ها خیلی زحمت کشیدند، همین طوری مفتی بالا نیامدند. صبور بودند، پشتکار داشتند و توانستند به نتیجه برسند. سعی کنید از این عامل استفاده کنید. 3. توشۀ علمی عامل ظاهری سوم توشۀ علمی شما است. ببینید اجتهاد یک استعداد می‌خواهد و یک پشتکار می‌خواهد و اینکه شما چقدر دانش در اختیارتان هست. اینکه توان شما چه مقدار به فعلیت رسیده است، آن مقدار به فعلیت رسیده‌اش، همان توشه‌ای که شما به دست آورده‌اید و این به شما کمک می‌کند تا بتوانید به مراحل بالاترش دست پیدا کنید. شما اگر الآن درس خارج بنشینی و نتوانی یک عبارت عادی کتاب را مثلاً مکاسب، رسائل، کفایه، لمعه یعنی کتاب‌های درسی خودتان را که خواندید، درست بخوانی و درست معنا کنی، دیگر توهم است که با همین وضع می‌توانی یک مجتهد خوبی بشوی. بالاخره انسان باید یک مقدماتی را طی کند و توشه‌ای داشته باشد تا بتواند با این توشه به مرحله‌ای که قرار است، به آن اجتهاد، برسد. بنابراین اگر هر کدام از شما فکر می‌کند در درس‌های قبلی‌اش ضعفی هست، سعی کند جبران کند. هر چقدر این جبران تأخیر بیافتد، هم مشکل‌تر می‌شود و هم آفت بیشتری به تحصیلات شما می زند. نمی‌گویم اگر دیدی ادبیاتت خوب نیست، بروی سیوطی بخوانی. مقصودم ضرورتاً این نیست. بله اگر واقعاً این قدر ضعیف است که مجبوری بخوانی، برو بخوان. عیب ندارد. بعضی از بزرگان بودند که در تحصیلاتشان آمدند بالا و بعد به نتیجه رسیدند که تحصیلات قبلی‌شان خوب نبوده است. دوباره از پایین شروع کردند و آدم‌های موفقی هم شدند. اما ضرورتاً این کار لازم نیست. گاهی می‌توانید مباحثه کنید، می‌توانید تدریس کنید. بسته به اینکه چقدر ضعف یا ناتوانی در آن کار می‌بینید، با مباحثۀ مجدد یا تدریس مجدد ممکن است آن مقدار جبران شود. یکی از مشکلاتی که ما امروز در حوزه داریم این است که ما سنت‌های حوزوی را از دست دادیم. حضرت آقای جوادی آملی ـ حفظه الله ـ می‌فرمود ما همیشه سه جور درس داشتیم. یک درس‌های جدید که پای درس استاد شرکت می‌کردیم. درس‌هایی که کمی قبل از آن خوانده بودیم و این‌ها را مباحثۀ مجدد می‌کردیم و درس‌هایی که قبل از این‌ها خوانده بودیم و آن‌ها را تدریس می‌کردیم. وقتی طلبه در گذشته مکاسب می‌خواند، لمعه را مباحثۀ مجدد می‌کرد و ادبیات و منطق را تدریس می‌کرد و همین طور می‌آمد بالا. متأسفانه الآن برای بسیاری از این سنت‌های حوزوی موانعی پیدا شده است و برای یک قسمت‌هایی هم انگیزه‌ها و زمینه‌هایش از بین رفته است و به یک شکل دیگری مانع پیدا شده است. امروز اگر یک طلبه بنشیند در درس خارج و هنوز بلد نباشد یک عبارت کفایه، مکاسب، رسائل و لمعه را درست بخواند و درست ترجمه کند، نمی‌تواند با این درس خارج مجتهد شود. چنین اعجازی من از هیچ مدرس درس خارجی سراغ ندارم! بنابراین دوستان توجه کنند که اگر آمادگی نباشد، مثل این می‌ماند که آدم یک لقمه‌ای را نجویده قورت بدهد و در همان حال که معده‌اش ناراحت است، چند لقمه دیگر را بخواهد قورت بدهد. البته در موضوع خوردن لقمه قبلی را که نجویده بودی، می‌شود لقمه بعدی را درست بجوی ولی در تحصیلات این طور نیست. اگر شما مراحل قبل را ضعیف باشی، این مرحلۀ بعد هم عملاً ضعیف هستی و نمی‌توانی به عمقش برسی. در نتیجه این هم یک لقمه نجویده دیگری می‌شود که دائم بیشتر اوضاع مزاج شما را به هم می زند و بعد لذتی از خوردن نمی‌بری. اما اگر کسی خوب بخورد، مزاجش هم سالم باشد، درست هم بخورد، لذت می‌برد. پس در تحصیلات اگر انسان خوب درس بخواند، هر چه بخواند، بیشتر خوشش می‌آید. اینکه ما از درس خواندن لذت نمی‌بریم و سختمان می‌آید، فشار می‌آید، می‌خواهیم بنشینم و کتاب باز کنیم، یک جورمان می‌شود، این به خاطر آن است که مطلب را نمی‌فهمیم چون مقدماتش را نمی‌فهمیم و لذت هم نمی‌بریم. اگر آدم می‌فهمید، خیلی لذت می‌برد. درس خواندن خیلی کار لذت بخشی است. آن‌ها که خوب درس می‌خوانند، خیلی لذت می‌برند، فشاری احساس نمی‌کنند. همۀ این‌ها که گفتم عوامل ظاهری است؛ البته معنایش این نیست که چون عوامل ظاهری است، پس ولش کن. 4. توفیق الاهی اما آنچه اصل است و عامل واقعی است، توفیق است. یک وادی دیگر است. که چه بسیار کسانند که خیلی با استعداد هستند، خیلی هم با پشتکار هستند، توشۀ عملی خوبی دارند ولی موفق نمی‌شوند؛ چون توفیق الاهی یک داستان دیگری است؛ البته خدا بخیل نیست. خدا با هیچ کس دشمن نیست، جاهل نیست، ضعیف نیست، خدا هم می‌داند و هم مهربان است و هم می‌تواند. بنابراین اگر کسی قابلیت داشت، خدا به او می‌دهد. این طور نیست که خدا از کسی دریغ کند. اما این توفیق الاهی چیزی است که اگر در هر امری رفیق ما نباشد، آن امر به سرانجام نمی‌رسد. در کوچک‌ترین امور زندگی اگر توفیق الاهی رفیق آدم نباشد، کار سخت است، دیر به نتیجه می‌رسد و بسیاری موارد به نتیجه نمی‌رسد. اگر مفهوم «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»[3] را درک کرده بودیم، می‌فهمیدیم ما حتی در کارهای جزئی‌مان به خدا نیاز داریم. ما نمی‌فهمیم که حتی برای خریدن یک کیلو گوشت هم اگر پولش را داشته باشیم و قصابش هم داشته باشیم و همه چیز باشد، باز اینجا توفیق الاهی یک معنایی دارد. ما خیلی این ها را نمی‌فهمیم. اگر بفهمی، می بینیی که دست هم که تکان می‌خواهی بدهی، یک قدم می‌خواهی برداری، آنجا هم باید توفیق رفیقت باشد. اجتهاد چیزی نیست که انسان بدون توفیق الاهی به حقیقت آن بتواند دست پیدا کند. ممکن است یک چیزی بگوید و ما الحمد الله درس نخوانده مجتهد هستیم! ولی آن اجتهادی که واقعاً ارزش پیدا کند و بتواند راهگشا باشد برای خود فرد و احیاناً برای دیگران، توفیق می‌خواهد که إن شاء الله انسان باید سعی کند در تمام مراحل زندگی از جمله اجتهاد از خدا بخواهد و مقدمۀ این توفیق همیشه گفتیم یک چیز خیلی ساده‌ای است و آن این است که انسان سعی کند گناهان را ترک کند. اگر انسان سعی کند گناهان را ترک کند، بقیه‌اش را خدا درست می‌کند. خیلی خدا سخت نمی‌گیرد؛ البته ما در همین اولی می‌مانیم. روش تحصیل در درس خارج سال گذشته گفتیم، درس خارج معنایش این نیست که بیایی درس خارج حتماً مجتهد می‌شوید. چنین خبری نیست. بله می گویند فلان آقا ده سال درس مرحوم آقای خویی شرکت کرده است یا بیست سال درس فلانی شرکت کرده اما معنایش این نیست مجتهد شده است. اگر این بود که در و دیوار آن مسجدی که آقای خویی در آن درس می‌داده است، بیشتر از این آقا حضور داشته است! درس خارج راهنمای عملی اجتهاد است. در واقع مدرس خارج خودش اجتهاد می‌کند و اجتهاد خودش را عرضه می‌کند تا طلبه با دیدن اجتهاد او خودش به توان اجتهادی برسد. آن وقت کدام طلبه می‌رسد؟ آن طلبه‌ای که بتواند پا به پای این استاد راه برود. من بارها این جمله عرض کردم که اجتهاد مثل شنا کردن، مثل کوهنوردی است. یک آقایی شنا می‌کند و خیلی قشنگ می‌گوید به من نگاه کن که من چه طوری شنا می‌کنم، نگاه می‌کنی چقدر آسان است. بعد می‌پری در آب مثل سنگ می‌روی پایین، یا مثل خزه‌ها می‌چسبی به دیوارۀ استخر! کسی با این مقدار، شنا کردن یاد نمی‌گیرد. باید شما این کار را تمرین کنی، قدم به قدم دستت را، پایت را، شناوری روی آب، نفس گرفتن همۀ این‌ها را تکه تکه تمرین کنی. بعد با همدیگر تلفیق کنی تا کم کم شنا را یاد بگیری. همین طور بنشینی سر درس مرحوم آقای خویی ـ رضوان الله علیه ـ درس امام ـ رضوان الله علیه ـ سی سال بنشینی و به امام و ایشان نگاه کنی، خبری نمی‌شود. به این آقای طلبه می گویم شما باید بیایی در قم و درس بخوانی و استاد بشوی. می‌گوید حاج آقا من تقریرات آقایان را را خواندم. بیشتر از این که نیست! مثلاً من تقریرات درس حاج شیخ جواد تبریزی ـ رضوان الله علیه ـ خواندم. گفتم آقا اگر تقریرات آشیخ جواد ـ رضوان الله علیه ـ بیست درجه در اجتهاد مؤثر باشد، خود درس آشیخ جواد رضوان الله علیه صد درجه مؤثر است. فرق است بین تقریرات و درس. درس آشیخ جواد شاگردپرور و مجتهد پرور بود. فقط با مطالعه کردن کسی نمی‌تواند به این راحتی مجتهد شود، نمی‌گویم محال است ولی خیلی سخت است. حضرت آیت الله جوادی آملی ـ حفظه الله ـ در اولین جلسه‌ای که من با ایشان آشنا شدم، ایشان این جمله را فرمود: طلبه خوب باید استاد خوب ببیند، زیاد هم ببیند. کیفیت و کمیت استاد مهم است. تقریر سنتی فراموش شده من یک اشاره کنم به برنامۀ درسمان، درس ما یعنی یک ساعت اصول سه بخش دارد: بخش اول از ساعت نه شروع می‌شود تا نه و بیست دقیقه که تقریر درس جلسۀ قبل است و توسط یکی از دوستان انجام می‌شود. این بخشی از درس ما است. این طوری نیست که اختیاری باشد و اثر نداشته باشد. دوستان واقعاً تلاش کنند بیایند، آن عزیزی که زحمت می‌کشد، تقریر می‌کند زحمت او هدر نرود. بعضی از رفقا می‌آیند بیرون مدرس می‌ایستند تا این تقریر تمام شود تا بعد بیایند داخل، برای چی؟ این این آقا درس جلسه قبل را می‌گوید. شما اگر بهتر بلدی، خودت بیا بگو. این میدان باز است. اگر بهتر از او بلد نیستی، بنشین گوش بده. اگر به تقریر این آقا اعتراضی داری، اعتراض کن، اشکال کن. بگو آقا این مطلب که تو اینجا می گویی، اشتباه فهمیدی. مطلب این نبود. این‌ها باعث می‌شود شما مجتهد شوید. با این إن قلت و قلت ها است که به اجتهاد می‌رسیم. از نه و بیست دقیقه اگر خدا توفیق بدهد تا نه و نیم ده دقیقه برای دوستان قرآن می گوییم؛ چون متأسفانه «اتَّخَذُوا هٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً»[4] . کمی بین ما قرآن مهجور است. دو سال است شروع کردیم امسال می‌شود سال سوم. در طول این سال‌های طولانی که توفیق تدریس خارج داشتیم، قبل از درس روایت می‌خواندیم، بعد به این نتیجه رسیدیم به جای خواندن روایت که بحث کنیم سند دارد و چه و چه، قرآن بخوانیم که سندش مشکل ندارد، گوینده‌اش خدا است، الفاظ و عبارات وحیانی است. کهان شاء الله از فردا سورۀ انبیاء ـ علیهم السلام ـ را شروع خواهیم کرد. قسمت سوم درس خود اصول ما خواهد بود که تا ساعت ده خواهد بود. این تقریر سنت خوبی بود و در گذشته در حوزه وجود داشت و چند سال اخیر ما تلاش کردیم این سنت را احیاء کنیم. بحمد الله احیا شد. الحمد الله بعضی درس‌های دیگر طلبه‌هایشان به تقریر اهتمام پیدا کردند و این تقریر درس بخشی از درس است. قاعدتاً شما باید قبلش پیش مطالعه کرده باشید و سر درس حضور پیدا کرده باشید، با دقت گوش داده باشید، و بعد مطالعه کرده باشید و بعد مباحثه کرده باشید و بعد می‌آیید تقریرش را گوش می‌دهید که با این در واقع تکمیل این زنجیره می‌شود. این طوری است که آدم می‌تواند در یک بحثی تبحر پیدا کند. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته[5] [1]. نهج البلاغة، ص 408، مؤسسۀ نهج البلاغه، قم، چاپ اول، 1414 ه‍ ق. [2] . الأعلی، 9. [3]. حمد، 5. [4]. الفرقان، 30. [5]. بیانات آیة الله هادوی تهرانی ـ دامت برکاته ـ در ابتدای درس خارج اصول 14/06/95.

اخبار

بایگانی

برخی مجالس زیبنده عزاداری برای امام حسین(ع) نیست

گروه حوزه‌های علمیه: استاد تفسیر حوزه علمیه به مسئله عزاداری محرم اشاره کرد و گفت: برخی مجالس عزاداری که در این ایام برگزار می‌شود، زیبنده عزاداری برای امام حسین(ع) نیست. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) آیت‌الله هادوی تهرانی، در ادامه تفسیر سوره مبارکه زمر با اشاره به پرستش غیر خدا اعم از فرشتگان و اجداد و ... از سوی برخی افراد گفت: امروز هم کشورهای پیشرفته‌ای مانند ژاپن، هنوز درکی از مفهوم توحید ندارند و در فرهنگ آنان این مسئله وجود ندارد. وی با بیان این که چنین کشورهایی از لحاظ اعتقادی کاملا عقب افتاده هستند افزود: آئین مردم این کشور، شینتو است و به نحوی اجداد خود را می‌پرستند همچنین تفاسیر دیگری در هندوئیسم و بودیسم و ... وجود دارد که از مصادیق بت‌پرستی در دنیای امروز است. این استاد تفسیر حوزه با بیان اینکه بر سر اینکه بودائیان ملحد هستند یا مشرک عنوان کرد: بسیاری از دین‌شناسان، بودیسم‌ها را جزء ملحدین می‌دانند و می‌گویند این گروه اساسا اعتقادی به توحید ندارند به همین دلیل بودا همه تمرکز خود را روی خودسازی گذاشته است. این استاد حوزه علمیه با اشاره به تعبیر «کفر» که در لغت به معنای پوشاندن حق است عنوان کرد: خداوند فرموده است کفار مشمول هدایت الهی قرار نخواهند گرفت و به تعبیری این گروه طاغوت هستند. استاد خارج حوزه علمیه با بیان اینکه جریاناتی وجود دارد که دائما در تلاش است مردم دنیا را از اسلام بهراسانند اظهار کرد: همین گروه مصادیق ائمة‌الکفر خدمتی که جریانات تکفیری به کفر کرده‌اند در تاریخ مبارزات اسلام بی سابقه بوده است یعنی خیلی از مسایلی که طول تاریخ به اسلام نسبت داده می‌شد ولی اثبات‌پذیر نبود این جریانات افراطی سبب شد تا این…

وجود عالمان ربانی خطرات را از جامعه دور می‌کند

گروه حوزه‌های علمیه: استاد تفسیر حوزه با اشاره به برکات وجودی علمای ربانی و افراد مومن تاکید کرد: وجود چنین عالمانی خطراتی را از جامعه و حوزه‌ها دور می‌کند. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) آیت‌الله هادوی تهرانی، روز ۲۷ شهریور در ادامه تفسیر سوره مبارکه «ص» با بیان اینکه برخی مدعی بودند که چرا وحی بر پیامبر(ص) نازل شده و بر ما نازل نشده است گفت: خزائن رحمت الهی در دست خود خداوند است و هیچ کس نمی‌تواند در آن تصرفی داشته باشد مگر اینکه خود خداوند بخواهد. وی با بیان اینکه خداوند وهاب و بخشنده و فیاض است و منعی اگر وجود دارد به علت کم بودن ظرفیت وجودی انسا‌ن‌هاست تصریح کرد: برخی اوقات ما برای خدا تعیین تکلیف می‌کنیم که مثلا چرا فلانی اینقدر عمر کرده و دیگری زود مرده است و ... که خطاب این استدلالات بیان شده در سوره «ص» به ما هم وجود دارد و تنها خطاب منحصر در مشرکان قریش در دوره پیامبر(ص) نیست. هادوی تهرانی بیان کرد: برخی اوقات سؤال می شود که چرا فلان عالم ربانی، دیرتر از دیگران دعوت حق را لبیک گفت که در بیان حکمت آن می توان گفت که وجود این افراد، برکات زیادی دارد و خطراتی را از جامعه و حوزه‌ها دور می کند که ممکن است در دیگران چنین چیزی نباشد یا ممکن است خداوند مال و ثروتی را به فرد بدهد و به دیگری ندهد که هر دو صورت برای آزمایش افراد است و اعطای مال فراوان به یک نفر حتما دلیل بر اعطای نعمت نیست. دفتر آیت الله هادوی تهرانی ----------------------------- لینک مرتبط: ایکنا

جلوگیری از تحریف راز اسم نبردن از ائمه(ع) در قرآن کریم است

گروه حوزه‌های علمیه: آیت‌الله هادوی تهرانی تاکید کرد: خداوند برای جلوگیری از تصرف و دخل بشر در آیات قرآن، در این آیه، نام امام علی(ع) را نمی‌آورد. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) آیت‌الله هادوی تهرانی روز ۲۲ شهریور در ادامه تفسیر سوره مبارکه محمد(ص) با بیان اینکه تعبیر«أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُول» علاوه بر این سوره در چند سوره دیگر نیز آمده به طرح این سؤال پرداخت که چرا در اینجا میان اطاعت از خدا با اطاعت از رسول،«واو» بیان و این دو از هم شده است. وی افزود: پاسخی که داده می‌شود این است که «اطیعو الله» ارشاد به حکم عقل است ولی اطاعت از پیامبر(ص) مولوی است و خدا آن را جعل کرده است. این استاد تفسیر ادامه داد: ولایت خدا، ذاتی است ولی ولایت نبوی، ذاتی نیست؛ ولایت خدا بر ما نتیجه خالقیت او و ربوبیت و مالکیت اوست ولی ولایت پیامبر(ص) ولایت اعتباری است و خدا آن را جعل کرده است. وی افزود: اگرچه یکی اعتباری و دیگری ذاتی است ولی از لحاظ وجوب همانند هم هستند البته در آیه ۵۹ سوره نساء، عطف اولی‌الامر به اطاعت از خدا و رسول صورت گرفته است. هادوی تهرانی با اشاره به آیه ولایت با بیان اینکه مراد از اولی‌الامر در این آیه، ولایت امام علی(ع) است بیان کرد: خداوند برای جلوگیری از تصرف و دخل بشر در آیات قرآن، در این آیه، نام امام علی(ع) را نمی‌آورد ولی آنچنان قرائن را ذکر کرده و با توجه به شرایط تاریخی آن دوره و شان نزول آیه، کاملا آشکار است که مراد حضرت علی(ع) بوده است. وی همچنین در ادامه تفسیر سوره حجرات با اشاره به آیه دوم تاکید کرد: در این آیه خداوند تاکید فرموده است که ای مومنان، صدای خود را از صدای پیامبر(ص) بلندتر نکنید مبادا اعمال شما حبط شود در حالی که…

اعتقاد به قدرت مستقل ائمه(ع) از خداوند شرک است

گروه حوزه‌های علمیه: استاد تفسیر حوزه علمیه با بیان اینکه تنها راه پیمودن صراط مستقیم و جداشدن از عالم ماده، تمسک به قرآن و اهل‌بیت(ع) است گفت: البته این به معنای معتقدشدن به قدرت مستقل برای ائمه(ع) نیست؛ زیرا اعتقاد به قدرت مستقل ائمه(ع) از خداوند شرک است. به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) آیت‌الله هادوی تهرانی روز ۲۱ شهریور در تفسیر سوره زمر گفت: در سوره زمر قرآن خطاب به پیامبر(ص) فرمود که خدا را خالصانه بندگی کن که اشاره کردیم بندگی خدا دارای مراتب است؛ مرتبه مخلصین درجه‌ای است که هیچ شائبه شرکی در آن نیست و نقطه مقابل آن نیز شرک جلی است و میان دو مراتبی از عبادت وجود دارد. وی اظهار کرد: در آیه سوم این سوره خداوند فرموده است که دین خالص از آن اوست و کسانی که غیر از خدا ولی برای خود بگیرند خداوند در قیامت برای آنان حکم خواهد کرد. استاد تفسیر حوزه ادامه داد: کسانی که غیر خدا را بندگی می‌کنند می‌گویند ما اگر غیر خدا را پرستش می‌کنیم برای این است که به خدا تقرب بیابیم؛ یعنی خود را معتقد به خدا می‌دانند ولی درعین حال غیر خدا را ولی خود قرار داده و این بهانه را می‌آورند. هادوی تهرانی بیان کرد: استدلال این افراد آن بود که چون خداوند در محدوده فهم و ارتباط انسان نیست ما باید موجوداتی مانند فرشتگان که از ما بالاتر و از خدا پائین‌تر هستند را پرستش کنیم که یکسری قدرت‌هایی دارند. وی ادامه داد: اینها می‌گویند بت نماد و تمثالی از قدرت برتری است که امور در دست اوست و ما به این نماد احترام می‌گذاریم به همین دلیل خداوند آنان را کافر معرفی کرده و فرموده در قیامت در مورد این مسایل که درباره آن اختلاف دارند داوری خواهد شد. وی با بیان اینکه شینتو که…

کسی با درس خارج مجتهد نمی‌شود/ حوزه را به سطح یک مرکز آموزشی تنزل ندهیم

استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم گفت: هدف آموزشی در حوزه اجتهاد است، ولی باید توجه داشت که ما معمولاً در قضاوت نسبت به حوزه این اشتباه را می‌کنیم که حوزه را به سطح یک مرکز اموزشی تنزل می‌دهیم؛ در حالی که کار حوزه تنها اموزش نیست؛ حوزه یک منش و یک زندگی است؛ حوزه یک زنگی خاص است. به گزارش شبکه اجتهاد، آیت‌الله هادوی تهرانی در جلسه درس خارج فقه خود در جمع طلاب و فضلای حوزه علمیه قم گفت: با توجه به شرایط پیچیده امروز دنیا و در شرایط خاصی که کشور ما در آن قرار دارد، ما بیش از پیش به عالمان آگاه به زمان و دل بریده از دنیا و زمین نیاز داریم. وی افزود: اگر ما امروز این فرصت را داریم که در قم باشیم، از این فرصت باید استفاده کنیم که طبق روایت، فرصت از ابری که در آسمان به سرعت عبور می‌کند سریعتر می‌گذرد و ما باید این فرصت‌ها را قدر بدانیم و از آنها استفاده کنیم. رئیس موسسه فرهنگی رواق حکمت تصریح کرد: عالم اسلامی یک فرد نمونه اسلامی است یعنی به جایی می‌رسد که اسلام می‌گوید من این را می‌خواستم تربیت کنم؛ بنابراین کاری که ما می‌کنیم یک چیزی نیست که وظیفه بقیه مسلمانان نباشد، همه موظفند احکامشان را بدانند، همه موظفند به احکامشان عمل کنند، همه موظفند وظیفه را بشناسند و به آن عمل کنند؛ چون همه نمی‌توانند (به اصطلاح) به نحو تفصیلی علم به وظیفه پیدا کنند، یک عده‌ای بروند تفصیلاً علم پیدا کنند، آن مابقی که فرصت و امکانش را ندارند به اینها مراجعه کنند. حوزه دانشگاه و دبیرستان نیست! این استاد حوزه یادآورشد: نباید فراموش کنیم که حوزه دانشگاه و دبیرستان نیست؛ منش یک حوزوی باید منش حوزوی و یا به عبارت دیگر منش اسلامی باشد؛ این مساله یک امر غیرمتعارف نیست بلکه…

نباید محدودیتها را زیاد کرد همانطور که نباید آزادی ها را زیاد کرد

شفقنا- آیت الله هادوی تهرانی با تاکید بر اینکه اگر دین سخت می گرفت، کسی زیر بار آن نمی رفت، ابراز داشت: نباید محدودیتها را زیاد کرد همانطور که نباید آزادی ها را زیاد کرد. به گزارش شفقنا، استاد حوزه علمیه قم در جلسه تفسیر سوره زمر در مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی ضمن تبریک میلاد امام موسی بن جعفر(ع) اظهار داشت: امیدواریم در این روز از سه فرزند ایشان که در قم مدفون هستند عیدی بگیریم و بالاترین عیدی از این بزرگواران، معرفت و کمک در تقویت ایمان است. او با بیان اینکه خداوند در این کتاب بر انزال حقیقی قرآن بر پیامبر اکرم(ص) گفت: عبادت مخلصانه خداوند که صفت انبیا و نبی اعظم و اولیاء است، در لفظ می گوئیم اما این بندگی دارای مراتبی است که از اداکردن شهادتین در پایین مرتبه آغاز شده و تا بندگی اولیا و انبیا ادامه دارد و بین این دو مرتبه فاصله بسیار است. هادوی تهرانی با تاکید بر اینکه عمل نشانه ایمان است، بیان داشت: عمل کسی که ایمان مخلصانه دارد با کسی که ایمان مخلصانه ندارد خیلی تفاوت دارد البته مشکلی که هست اینکه چون برخی از این مفاهیم در مصادیق عینی خود برای ما روشن نیست در مقام عمل با افراط و تفریط مواجه هستیم. او افزود: جریانات سلفی هرنوع واسطه ای را نفی می کنند و آن را شرک می دانند این طرف هم وقتی واسطه ها را می بینیم از وجود خدا غفلت می کنیم لذا ایمان مخلص یعنی انسان باور داشته باشد که همه امور از جزئی ترین تا کلی ترین تحت اراده خداوند است و قدرت پروردگار در همه عالم سریان دارد. استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم همچنین در جلسه تفسیر سوره «ص» بیان داشت: خداوند در این سوره به مورد انکار واقع شدن پیامبر اکرم اشاره می کند و به این مساله به عنوان یک سنت از گذشته…

امواج فکری و شبهات عقیدتی بشدت اکثریت جامعه ما را تحت تأثیر قرار می دهد/ طلاب باید تلاش کنند و توقعی هم نداشته باشند

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) در نخستین جلسه درس خارج اصول خود که در مدرسه آیت الله گلپایگانی قم برگزار شد، به موارد از زی طلبگی اشاره کرد و اظهار داشت: دستور رشد، دو کلمه بیشتر نیست؛ درس بخوان و گناه نکناز من می پرسند: حاج آقا نسخه ای ندارید که آدم زودتر به نتیجه برسد؟ می گویم متاسفانه اجتهاد قرص و کپسول ندارد! همه همین راه را رفته اند. «آیت الله دکتر مهدی هادوی تهرانی» ادامه داد: انسان باید تلاش بکند زحمت بکشد اما توقع نداشته باشد کسی قدرش را بداند توقع نداشته باشد کسی از او قدردانی بکند. شعار انبیاء علیهم السلام این بوده که ای مردم ما از شما اجری نمی خواهیم، اجر ما را خدا خواهد داد. متن کامل بیانات ایشان به شرح زیر است: بیانات جلسه اول خارج اصول استاد هادوی تهرانی ــ 12 شهریور 1396 بسم الله الرحم الرحیم توفیقی شد مجدد در خدمت عزیزان باشیم، هر روز که ما درس را آغاز می کنیم این جمله را من عرض می کنم که به سرعت این سال ها می گذرد و ما دوباره به اول سال رسیدیم و با یک چشم به هم زدنی به آخر سال خواهیم رسید. خوشحالیم که باز این توفیق را داریم که در خدمت شما باشیم و امیدواریم که انشاءالله امسال بتوانیم بهتر از سال های گذشته در این کار تدریس و تدرس انشاءالله هم ما و هم شما توفیق داشته باشیم. شرایطی که امروز در آن زندگی می کنیم شرایط حساسی است که بخش بسیار قابل توجهی از این شرایط به مسائل مربوط به حوزه و روحانیت ارتباط پیدا می کند. هر اتفاقی که امروز در کشور ما می افتد هر چند به ظاهر از سوی نهادهای غیر وابسته به حوزه و روحانیت این اتفاق رخ می دهد اما از آنجایی که حکومت به عنوان حکومت اسلامی و حوزه به عنوان پرچم دار حکومت اسلامی مطرح است…