خطا
  • XML Parsing Error at 9:19. Error 76: Mismatched tag

خرافه گرايي معلول دور شدن جامعه از علم و دين است

دوشنبه, 04 مرداد 1389 ساعت 12:12
منتشرشده در اخبار
در نهايت ممكن است نوع خرافاتي كه در جوامع ديني ظهور و بروز مي كند با خرافات جوامع لائيك تفاوت داشته باشد. حتي در جوامع ديني نيز برخي از خرافه ها در زمينه آداب و رسوم غيرديني پديد مي آيد.يكي از عرصه هايي كه زمينه رشد خرافه در آن بيشتر است، مسائل ماورائي و تاثير و تاثر موجودات ماورائي در زندگي انسان هاست. در اين حوزه اسباب لغزش فراهم تر است و باورهاي غيرمعقول بسياري فراروي افراد قرار دارد و به سادگي اشخاصي كه قدرت تفكر و آگاهي هاي علمي كمتري دارند، در دام اين باورها مي افتند. در گفتگويي با حجت الاسلام والمسلمين مهدي هادوي رئيس گروه فقه و اصول شوراي بررسي متون علوم انساني وزارت علوم و مدرس درس خارج حوزه علميه قم، به آسيب شناسي رشد خرافات در جامعه پرداختيم. به نظر اين محقق بها دادن به آراي متخصصان و صاحب نظران يكي از زمينه هاي رشد خرافات است. استاد هادوي معتقد است بعضي از برنامه ها و فيلم هايي كه در برنامه «سينما ماوراء» تلويزيون پخش مي شود، ترويج خرافه است. اين گفتگو از نظر شما مي گذرد.گروه انديشه
" ابتدا بفرماييد خرافه چيست و چه ريشه هايي دارد؟

- خرافه مجموعه اعتقادات، رفتارها و مراسمي است كه مبتني بر عقل يا شرع يا علم نباشد يعني اموري كه عقل، شرع و علم آنها را تاييد نمي كند. اين ها امور متنوعي مي باشند، گاهي اوقات اعتقادي و در مواقعي رفتاري در قالب آداب و رسوم مي باشند كه انواع مختلفي دارند.
" خرافه گرايي و خرافات بيشتر در چه جوامعي شكل مي گيرد؟
- در جوامعي كه زمينه هاي علمي، عقلي و ديني با نوعي ضعف يا مشكل مواجه است. وقتي جامعه از علم، عقل يا دين فاصله مي گيرد، زمينه هاي گرايش به خرافات افزايش مي يابد، يعني وقتي ارتباط جامعه با منابع علم، دين و عقل يا به عبارت بهتر دانشمندان، دين و متفكران كاهش پيدا مي كند و مواقعي كه شأن و جايگاه اجتماعي اين گونه افراد تضعيف مي شود يا مجاري ارتباط و تريبون هاي آنان با مردم كاهش پيدا مي كند كه دراين شرايط جامعه به طور طبيعي گرفتار خرافات مي شود.
" آيا خرافه گرايي مختص زمان هاي ويژه اي نيز مي باشد؟
- در هر زماني كه چنين زمينه اي تحقق يابد، پديده خرافات به وجود مي آيد، چه در گذشته و چه در دوران معاصر. هم اكنون نيز در كشورهاي پيشرفته دنيا شاهد گسترش خرافه مي باشيم زيرا فرهنگ عمومي جامعه توسط دانشمندان و عالمان ديني يا فيلسوفان هدايت نمي شود، بلكه ديگران به صورت شبه ديني و شبه عقلي ميدان را به دست مي گيرند، متاسفانه بخشي از خرافه ها از كشورهاي غربي و به ظاهر پيشرفته به كشور ما منتقل مي شود.
" آيا معيار خاصي براي تشخيص خرافه وجود دارد؟ و آيا قبول داريد كه چنين معياري كه قابل پذيرش براي همگان و تمام جريان هاي فكري و اعتقادي باشد وجود ندارد؟
- خيلي از امور محل اختلاف اند؛ اما اين امر بدان معني نيست كه فاقد معيار براي تشخيص مي باشند. خرافه ممكن است در برخي از مصاديق محل اختلاف باشد اما يك معيار عمومي براي آن وجود دارد يعني زماني كه با مسئله اي مواجه مي شويم كه عقل، شرع و علم آن را تاييد نمي كند در حوزه خرافات قرار مي گيرد ولي براي فهم اين كه چه كسي تشخيص مي دهد كه عقل، علم يا شرع چيزي را تاييد نمي كند بايد به كارشناسان مورد اعتماد مراجعه كنيم. مثلا در مباحث ديني به فقها و علمايي كه علم و فهم كافي در دين دارند بايد رجوع كرد. يا در مباحث علمي به دانشمنداني كه تخصص كافي دارند و در مباحث عقلي نيز همين طور.
ما راهي براي دستيابي به معياري كه همه افراد بتوانند تمام مصاديق خرافه را تشخيص دهند نداريم، مردم بايد به كساني كه قدرت اين تشخيص را دارند يعني همان متخصصان علم و دين مراجعه كنند.
" آيا قبول داريد كه گاه، بين همين متخصصان نيز ممكن است اختلاف نظر وجود داشته باشد؟
- موارد مورد اختلاف زياد نيست. مواردي كه اختلاف بين دانشمندان واقعي وجود داشته باشد كم است. كساني كه در هر زمينه اي مدعي اند و بدون تخصص در هر زمينه اي صحبت مي كنند، ممكن است كه چيزهايي را ادعا كنند كه متخصصان آن علم، آن را خرافه بدانند ولي در بين متخصصان واقعي چنين اختلافاتي كم تر است.
" اخيرا بعضي از اهل سياست از رشد و ترويج خرافه سخن مي گويند. چرا؟
- يك مشكل عمومي در كشور وجود دارد و آن اين كه كارهايي كه نياز به تخصص دارد از آراي متخصصان استفاده درست نمي شود. در حالي كه ما جزو كشورهاي غني به لحاظ بهره مندي از متخصصان مختلف مي باشيم، اما در مقام تصميم گيري و توليد بسياري از تصميم ها به ويژه در امور فرهنگي از تخصص متخصصان استفاده بهينه نمي شود و به همين دليل خرافه رشد مي كند. مثلا در حوزه مباحث علمي درباره درمان هاي غيرمتعارف موضوعاتي داريم كه جزو خرافه مي باشند. درمان به شيوه هاي ديگري غير از درمان شيميايي ممكن است امري علمي يا مقبول به لحاظ عقلي و شرعي باشد اما امروزه در بحث هايي مثل انرژي درماني و... مواجه با نوعي خرافه هاي درماني مي شويم. چون كه ما جايگاه كساني كه بايد در آن زمينه اظهارنظر مي كردند را تضعيف كرده ايم يا ارتباط آنان با مردم را كاهش داده ايم. در حوزه دين نيز گاهي اوقات تريبون به دست كساني مي افتد كه صلاحيت اظهارنظر در آن حوزه را ندارند و مطالبي مي گويند كه براي كسي كه آشنا به مسائل ديني است، بطلان آن روشن است. اما اين مطلب متاسفانه در تريبون ها گفته مي شود و به همين دليل از سوي مردم پذيرفته مي شود.
" اگر ممكن است چند مورد از مصاديق عيني خرافه را ذكر كنيد؟
- مصاديق آن فراوانند، چيزهايي مي باشند كه جزو دين نيستند و كم كم خود را در دين وارد مي كنند. اين ها به يك معني خرافه و به معناي ديگر بدعت در دين محسوب مي شوند. برخي از خرافه ها در قالب مناسك خودشان را نشان مي دهند، مانند آدابي كه در برگزاري مجالس در بين خانم ها شكل مي گيرد و به عروسي قاسم شهرت دارد كه ممكن است در ابتداي شكل گيري اشكالي نداشته باشد ولي بعد كه به صورت يك نهاد و باور درمي آيد مشكلاتي را ايجاد مي كند. در بعضي از شهرها اين مجالس به ياد قاسم بن الحسن كه در كربلا به شهادت رسيد برگزار مي شود كه در آنها كارها و آدابي صورت مي پذيرد كه به عنوان يك امر ديني تلقي مي شود، در حالي كه «من درآوردي» است. يك مصداق ديگر در توليدات صدا و سيماست كه گاه شكل هاي واضح خرافه را دارد بسياري از چيزهايي كه در برنامه «سينما ماوراء» به مردم عرضه مي شود، خرافه است. يكي از اين خرافه ها كه صدا و سيما در اين برنامه اصرار به نشان دادن آن دارد مربوط به بحثي در مورد جاذبه مي باشد كه يك خرافه علمي در آمريكا است كه سيما چند بار آن را نشان داده است. اين برنامه انواع خرافه هاي بودايي، هندويي وغربي را القا مي كند.
" نظر شما در مورد سريال هاي صدا و سيما در ماه رمضان كه بحث هاي زيادي را برانگيخت چيست؟
- برخي از مسائل را صدا و سيما با هدف تصويرسازي از مفاهيم دين توليد مي كند كه نوعي ترويج خرافه گرايي در جامعه است. مثلا در مجموعه اغما هدف به تصوير كشاندن وسوسه هاي شيطاني بود و تلاش آنان در عرصه يك مفهوم ديني قابل تقدير است ولي نشان دادن شيطاني در شكل يك بشر كه قابل رويت باشد ممكن است در ذهن مردم اين مفهوم را ايجاد كند كه شيطان براي وسوسه كردن در قالب يك انسان يا موجود بشري به چشم آنان مي آيد در حالي كه در مفاهيم مربوط به وسوسه هاي شيطاني چنين چيزي را نداريم. احيانا براي برخي از انبيا و اوليا شيطان به چنين اشكالي درمي آمده است چون راه ديگري براي گمراه كردن نداشته است اما يك امر عمومي براي همه مردم نيست، بنابراين نمايش چنين چيزي موجب ايجاد يك تصور بسيار خرافي از وسوسه شيطان در ذهن مردم مي شود. شيطان با روح انسان ها و درون آنان ارتباط دارد. بسياري از انسان ها با تجسم شيطان در قالب يك شخص گمراه نمي شوند و گمراهي آنان به اين طريق نيست. صدا و سيما خود را مكلف نمي داند كه براي برنامه هاي عمومي و پربيننده خود با افراد متخصص و مورد تاييد مراكز علمي مشورت كند.
" معمولا اين سريال ها مشاور و كارشناس مذهبي دارند بنابراين يك سوال مهم تر مطرح مي شود، كه در مواقع اختلاف نظر بين علما، معيار صحيح تشخيص خرافه چيست؟
- در مسائل مهم وقتي كه با تعارض ديدگاه هاي علما مواجهيم بايد آن مطلب به تعدادي از علما عرضه شود و راي اكثريت ملاك عمل باشد. اولا بايد ديد كساني كه به عنوان كارشناس مذهبي در اين برنامه ها زحمت مي كشند، چقدر صلاحيت لازم را دارند. دوم اين كه راي يك نفر نمي تواند براي مجموعه اي از مردم كافي باشد. دراين موارد مهم، بايد عده اي از كارشناسان مورد پذيرش مجامع علمي، حوزوي و دانشگاهي نظر دهند و تاييد كنند. در مواقعي نياز به تاييد كارشناسان روانشناسي و علوم اجتماعي نيز هست زيرا اين سريال ها به تعداد زيادي از مردم عرضه مي شود و آثار رواني مخربي را ممكن است به دنبال داشته باشد. الان معيار كمي تعداد مخاطب دارد ملاك پذيرش برنامه ها مي شود كه قابل قبول نيست. داشتن مخاطب زياد به معني علمي و ديني صحيح و عقلاني بودن نيست.

منبع: روزنامه خراسان (9/8/86)