خطا
  • XML Parsing Error at 9:19. Error 76: Mismatched tag

قرآن تنزّل علم الهی است/ تحصیل علم و ترک گناه؛ دو توصیه به طلاب

پنج شنبه, 16 شهریور 1396 ساعت 10:05
منتشرشده در اخبار

آیت الله هادوی تهرانی در مراسم آغاز سال تحصیلی حوزه های علمیه گفت: دستور رشد، دو کلمه بیشتر نیست؛ درس بخوان و گناه نکن همین! همه همین راه را رفته اند.

به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله هادوی تهرانی در جلسه دروس خارج فقه و اصول خود در مراسم آغاز سال تحصیلی حوزه های علمیه گفت: شرایطی که امروز در آن زندگی می کنیم شرایط حساسی است که بخش بسیار قابل توجهی از این شرایط به مسائل مربوط به حوزه و روحانیت ارتباط پیدا می کند. هر اتفاقی که امروز در کشور ما می افتد هر چند به ظاهر از سوی نهادهای غیر وابسته به حوزه و روحانیت این اتفاق رخ  می دهد اما از آنجایی که حکومت به عنوان حکومت اسلامی و حوزه به عنوان پرچم دار حکومت اسلامی مطرح است آن اتفاق در واقع به نام حوزه ثبت خواهد شد. در نتیجه ما در یک شرایط بسیار خاصی قرار داریم که این شرایط خاص باید به عنوان یک طلبه که در حوزه هستیم مورد توجه ما باشد. در واقع ما در یک شرایط بسیار پرتلاطمی در یک گوشه به ظاهر آرام و امنی داریم به انجام وظیفه ای می پردازیم که هدفش مدیریت این شرایط پرتلاطم است. وضعیتی که امروز در صحنه جهانی با آن مواجه هستیم بحثی نیست که ما بتوانیم از آن غفلت کنیم. امروز دنیا در نتیجه ارتباطات به گونه ای به هم مرتبط شده است که هر حادثه ای در هر گوشه دنیا می تواند در شرایط و وضعیت زندگی ما تاثیر بگذارد. یک عالم دین نمی تواند امروز بی خبر نسبت به این شرایط، تحصیلات خودش را انجام بدهد. امروز در یمن مردم این طور دارند به خون و خاک کشیده می شوند. امروز در کشورهای این منطقه درگیری بین جریانات تکفیری و نیروهای مقاومت وجود دارد.

وی اظهار داشت: در کنار این حوادث سیاسی و اجتماعی، امواج فراوانی از مسائل فکری، مسائل عقیدتی مطرح است و این امواج به شدت جامعه ما را مردم ما را به خصوص نسل جوان ما که اکثریت جامعه ما را تشکیل می دهد را تحت تأثیر قرار می دهند. البته ممکن است گاهی در برابر این شرایط که قرار می گیریم احساس کنیم که حادثه خیلی بزرگ است و ما به عنوان یک فرد توان آن را نداریم که در این صحنه پرآشوب با این ابعاد گسترده نقشی ایفا کنیم. شاید یک احساس ترس و احساس ناتوانی یا احساس ناامیدی پیدا بشود. ولی این را باید توجه داشته باشیم که در طول تاریخ، همواره مردان حق، اقلیت بسیار بسیار کوچکی بوده اند و این اقلیت کوچک توانسته اند تغییرات بزرگی در تاریخ بشریت ایجاد کنند.

آیت الله هادوی تهرانی افزود: این را باید توجه داشته باشیم که شرایط ما امروز با همه پیچیدگی ها و با همه مشکلاتی با آن مواجه هستیم با شرایطی که انبیا علیهم السلام در آن شرایط مسئولیت تبلیغ دین را بر عهده قرار گرفتند، به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. شرایط ما به مراتب بهتر و به مراتب کار ما آسان تر است.

وی در ادامه گفت: تصور ما از انبیا، تصوری خیالی و وهمی است و فکر می کنیم که آن ها چون پیامبر بودند و چون مویّد من عندالله بودند و چون علم الهی داشتند، بنابراین با قدرت های غیر طبیعی کارشان را پیش می بردند. ما با این تصورات کودکانه فکر می کنیم که نمی شود قیاس کرد کار ما را به کار انبیا در حالی که باید توجه داشته باشیم که انبیا علیهم السلام کار خودشان را در این دنیا در یک بستر طبیعی انجام دادند آنها با قدرت های خارق العاده نیامدند تا عقاید مردم را تغییر بدهند.

وی افزود: آنها با همین تبلیغ با همین ترویج با همین تبیین با همین دعوت مردم را تغییر دادند و در این راه، زحمات زیادی را متحمل شدند. قرآن بیان می کند که قبل از طوفان، دوران پیامبری نوح، ۹۵۰ سال بود. نوح در طول ۹۵۰ سال چقدر توانست مردم را هدایت کند؟ چه اندازه از مردم پذیرفتند دعوت نوح را؟ اگر قرار بود نوح با یک قدرت خارق العاده غیر طبیعی مردم را هدایت کند، آیا این همه زمان نیاز بود؟ بعد از این همه زمان این مقدار هدایت تحقق پیدا می کرد؟ بعد آن رنج هایی که نوح کشید کدام یک از طلبه ها کدام یک از ماها کشیدیم؟ بنابراین نباید نگران بود که شرایط خیلی پیچیده و توان ما محدود است. انسانی که در مسیر حق باشد خدا به او کمک می کند. نه به این معنا که به صورت غیر متعارفی بدون هیچ رنج و زحمتی به نتیجه می رسد نه قطعاَ رنج و زحمت های فراوان را تحمل می کند اما کمک می شود.

وی با بیان اینکه یک ویژگی مهم انبیا، دانش آنها است، گفت: دانش آنها از ناحیه خدا است البته این که از ناحیه خدا است نه اینکه بدون زحمت به این دانش رسیدند. بلکه سختی هایی که تحمل کردند و لیاقت هایی که از خودشان نشان دادند، این امکان و فرصت را فراهم کرد که از این دانش برخوردار بشوند. در زیارت فاطمه زهرا (س) می خوانید: فوجدک لما امتحنک صابره. خدا این ها را صابر یافت دید این ها می توانند در قبال مشکلات تحمل کنند این بود که این علوم را به این بزرگواران داد. بنابراین فکر نکنیم که ما چقدر زحمت می کشیم حالا  ۴ کلمه یاد می گیریم اما آنها بدون زحمت از علم گسترده ای برخوردار بودند! نه آن زحماتی که آنها کشیدند یک روزش معادل یک عمر ما. حالا ما هم باید به اندازه خودمان به اندازه ظرفیت خودمان زحمت بکشیم و البته که لا یکلف الله نفسا الا وسعها اما ما باید به اندازه همین وسعی که داریم، کوشش کنیم. البته باید دعا کرد که این وسع و توان، افزایش پیدا بکند. خلاصه این که بدون اجتهاد به معنای لغوی نمی شود به اجتهاد به معنای اصطلاحی رسید.

این استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم اظهار داشت: طلبه ها زیاد به من مراجعه می کنند که من تازه طلبه شده ام چه کنم؟ من جواب می دهم که دستور رشد، دو کلمه بیشتر نیست؛ درس بخوان و گناه نکن همین! همه همین راه را رفته اند. البته اگر کسی همتش را داشته باشد و بیاید در این مسیر، کمکش می کنند. نکته دیگر داشتن انگیزه برای درس خواندن است. متاسفانه یکی از آفات طلبگی این است که طلبه انگیزه درس خواندن ندارد علی رغم این که امکانات زیاد شده و شرایط نسبت به گذشته برای طلبه ها بهتر شده است.

وی افزود: اما یک چیز مهم تری هست که ما امروز در این مساله هم مشکل داریم و آن این که انسان باید تلاش بکند زحمت بکشد اما توقع نداشته باشد کسی قدرش را بداند توقع نداشته باشد کسی از او قدردانی بکند. شعار انبیا علیهم السلام این بوده که ای مردم ما از شما اجری نمی خواهیم، اجر ما را خدا خواهد داد. این ها با مردم کاری نداشتند مردم قبول شان کنند یا نکنند، تشکر کنند یا اذیت کنند، اصلا برایشان مطرح نبوده است. این خیلی مهم است که ما دنبال جایگاه پیدا کردن نباشیم. در گذشته این آفت کمتر بود. حوزوی ها جایگاه سیاسی اجتماعی نداشتند. پست های دولتی و اینها را نمی توانستند اشغال کنند. حوزه آمدن یک نوع پشت پا زدن به دنیا بود. اما امروز این طوری نیست دنیا به حوزه رو کرده اشت. البته این خودش فی حد نفسه بد نیست اگر حوزه درست رفتار کند ولی رو کردن دنیا به حوزه متاسفانه باعث شده است یک عده از ما حوزوی ها دنیایی شدیم. طلبه هر چقدر با سواد باشد حتی اگر اعلم علمای زمان خودش باشد، اگر خدای نکرده گرفتار دنیا بشود، ضررش بیشتر از آن است که اصلاَ سواد ندارد. البته منظورم این نیست که از دنیا استفاده نکنیم. انبیا از دنیا استفاده می کردند و به نعمت های دنیا پشت نمی کردند. دین ما که با رهبانیت مخالف است. اما دنیا زده هم نباشیم. همان تعبیری که در روایت است که دنیا مثل سایه می ماند دنبالش بروی فرار می کند و تو را دنبال خودش می کِشد و اگر به دنیا پشت کنی به دنبالت راه می افتد.

هادوی تهرانی ادامه داد: در شرایط پیچیده امروز دنیا و در شرایط خاصی که امروز کشور ما در آن قرار دارد، ما بیش از پیش نیاز داریم به عالمان آگاه به زمان و دل بریده از دنیا و زمین؛ و اگر ما امروز این فرصت را داریم که در قم باشیم، از این فرصت باید استفاده کنیم که طبق روایت، فرصت از ابری که در آسمان به سرعت عبور می کند سریعتر می گذرد و ما باید این فرصت ها را قدر بدانیم و ازش استفاده کنیم. همین فرصتی که ما در این جهان پرغوغا، در آشیانه آل محمد (ص) هستیم، فرصت بزرگی است. مکانی که گفته­اند در آخرالزمان به اینجا پناه بیاورید. از طرف دیگر، فرصت یادگیری خودش یک فرصت است. همیشه آدم آمادگی ندارد، امکان ندارد که یاد بگیرد. الان که این فرصت یادگیری هست استفاده کنیم و وقت ها را به بطالت و بی حالی و بیش از همه بی انگیزگی نگذرانیم. این دوران جوانی، به سرعت از دست می رود و به سرعت انسان قدرتش را از دست می دهد.

وی گفت: این تحصیلاتی که ما در حوزه در حال حاضر داریم انجام می دهیم، یک هدفی را دنبال می کند. هدف تحصیلات حوزوی به این شکلی که الان وجود دارد اجتهاد است که اگر کسی به اجتهاد نرسید، عملاً به آن هدفی که این تحصیلات برایش طراحی شده نرسیده. البته این هدف، هدف آموزشی است؛ توجه داشته باشید ما معمولاً در قضاوت نسبت به حوزه این اشتباه را می کنیم که حوزه را به اصطلاح کاهش می دهیم به سطح یک مرکز آموزشی.

هادوی تهرانی تآکید کرد: البته یکی از مهم ترین رسالت های حوزه آموزش است، ولی حوزه فقط آموزش نیست، یک بُعدش این است، حوزه دانشگاه نیست، حوزه دبیرستان نیست، حوزه یک منش است، یک زندگی است، یک بُعدش آموزش است و قطعا یکی از مهم ترین رسالت های حوزه، رسالت آموزشی است، اما حوزه یک منش است، یک زندگی خاص است. حوزه در واقع نوعی نمونه ای است، برای یک فرد مسلمان. منش یک حوزوی باید منش حوزوی باشد، یعنی منش اسلامی باشد، منش غیر متعارفی نیست، یک چیز عجیب و غریبی نیست، همان است که دین گفته، همان رفتاری که دین گفته، نحوه تعاملی که دین گفته، آن را باید داشته باشد، اما در حوزه آموزش، هدف حوزه اجتهاد است. اجتهاد اصطلاحی نه اجتهاد لغوی؛ اجتهاد لغوی یعنی تلاش کردن، اما اجتهاد اصطلاحی، یعنی شخص بتواند به منابع اصلی دین مراجعه کند و نسبت به پرسش هایی که امروز دین با آن مواجه است پاسخگو باشد؛ به این می گوییم اجتهاد. منابع را بشناسد، روش های استنباط و دستیابی به نتیجه را از این منابع بداند و بتواند این نتیجه گیری را انجام بده، قدرت قضاوت را داشته باشد. البته همین چند کلمه که گفتیم گاهی وقت ها یک عمر وقت نیاز دارد، کار آسانی نیست. همه حوزه آموزش نیست، ولی آموزشش خیلی سخت است.

وی با بیان اینکه هدف اصلی حوزه تحصیلات نیست، اظهار داشت: ما یک عنوان می گوییم که این عنوان قشنگ است، حالا راست و دروغش عیب ندارد، ما می گوییم سرباز امام زمان (عج)؛ شاخص سربازی فقط تحصیلات نیست؛ بله، تحصیلات و علم خیلی مهم است. خدایی نکرده من بی تقوا هر چقدر از نظر علمی رشد کنم، ضررم برای جامعه بیشتر می شود. من اگر یک طلبه ساده معمولی باشم، به فرض بی تقوا، خیلی ضرر ندارم. ضرر دارم ولی محدود است، یک آدم معمولی باشم بی تقوا ضررم کمتر است. اما اگر خدایی نکرده من آمدم بالا، مردم به عنوان یک عالم به من نگاه می کنند ولی عامل نیستم، خودم به این چیزهایی که می گویم عمل نمی کنم، صدمه ای که خدایی نکرده من می زنم اصلاً قابل مقایسه نیست با کسی که یک گوشه ای از سر جهل و نادانی یک گناهی می کند. بنابراین ما در کنار درس خواندن که بسیار بسیار مهم است، توجه کنیم که از همه اینها مهم تر آن هدف و انگیزه است که انشاءالله باید روی آن خیلی تأکید کنیم.

این استاد حوزه ادامه داد: عوامل اجتهاد یک سری ظاهری است و یک سری واقعی. اولین عامل ظاهری، استعداد است که خیلی دست ما نیست، دومین عامل ظاهری پشتکار است که در اختیار ماست و عامل ظاهری سوم، توشه علمی است که آدم جمع کند. اگر پشتکارش را داشتی و توشه علمی برداشتی، حتی اگر استعدادت کم باشد، به اجتهاد خواهی رسید. می توانم ده ها عالم معاصر و گذشته را نام ببرم که استعدادهایشان متوسط به پایین است اما شخصیت های بسیار موفق و برجسته ای هستند، چون تلاش کردند. از هزار تا استعداد مثل ابن سینا یک نفر شده ابن سینا. خیلی های دیگر هم همین استعداد را داشتند، ولی آن پشت کاری که ابن سینا داشته که از این استعداد استفاده کند، آن را نداشتند.

وی افزود: اینها عوامل ظاهری است. استعداد، پشتکار، توشه علمی، اینها همه ظاهر است. عامل اصلی موفقیت ما آن است که خدا کمک کند، عامل واقعی اجتهاد، توفیق الهی است. اگر این رفیقتان شد که اصلاً بدون استعداد و بدون پشتکار و بدون توشه می رسی، فوقش توفیق را بی سبب نمی دهند، کسب توفیق مشکل است. این هم استعداد می خواهد، این هم پشتکار می خواهد، این هم توشه می خواهد، ولی سنخش فرق دارد. اصلش این است، و آنهای دیگر ظاهر است. بعضی ها خیلی هم تلاش می کنند، استعدادشان هم خوب است، یا خیلی خوب است، ولی به جایی نمی رسند، چون این اصل نیست.

وی گفت: من یک کلمه راجع به قرآن بگویم. قرآن یک روزنه ای است به عالم دیگر؛ این قرآن کتاب نیست، کتاب است ولی کتاب نیست مثل این کتاب هایی که ما داریم می خوانیم. کتاب هایی که ما می خوانیم یک مشت مفاهیم است. قرآن مثل یک پنجره است، همین که بازش کنی اگر اهلش باشی آن طرفش آخرت را می بینی. قرآن واقعاً پنجره ای است به سوی آسمان، پنجره ای به سوی آخرت، پنجره ای به سوی حقیقت، هدی للمتقین؛ همین که باز کنی پنجره باز شده. هدف من این است که بتوانیم از قرآن در زندگی خودمان استفاده کنیم.

وی در پایان گفت: ذائقه مان قرآنی نیست در حالی که قرآن گواراترین نعمت الهی است. به تعبیر استاد حضرت امام مرحوم شاه آبادی، قرآن تنزّل علم الهی است و علم خدا عین ذات خداست. به یک معنایی، قرآن خودِ خداست که در این حد تنزل پیدا کرده که بین دو جلد قرار بگیرد تا مؤمن و کافر بتوانند ببینند این خطوط را و بخوانند این کلمات را و این معانی در ذهنشان خطور کند. حالا اگر با این حقیقت همراه شدی، پنجره ای است به سوی آسمان، نردبانی است به سوی آسمان، شما را بالا می برد. اینکه می گوید در آخرت به شما گفته می شود قرآن بخوان و بالا برو، نه اینکه یک چیزی که نیست را به شما تحمیل کنند. اصلاً قرآن همین است، اگر بخوانی می روی بالا. ولی ما که می خوانیم بالا نمی رویم، مشکل از ماست.

دفتر آیت الله هادوی تهرانی

-------------------------------

لینک مرتبط: خبرگزاری مهر