خطا
  • XML Parsing Error at 9:19. Error 76: Mismatched tag

بیانات مهم استاد آیت الله مهدی هادوی تهرانی در درس خارج فقه خطاب به حوزه دربا ره رعایت اخلاق انتخاباتی

دوشنبه, 04 مرداد 1389 ساعت 13:37
منتشرشده در اخبار


آیا علی بن ابی طالب (ع) برای این که به حق خود ـ که قطعاً مشروع بود و هیچ کس از ما در آن شک ندارد ـ برسد، کوچکترین خلاف شرعی انجام داد؟ این چه علمی است که ما خوانده ایم؟ وقتی به میدان عمل می رسیم هیچ یک از دانسته های ما باقی نمی‌ماند! وقتی ما این قدر دین نداریم که خود را مسئول صیانت از مفاهیم دینی بدانیم، این تحصیلات دینی به چه درد می خورد؟! اگر ما بخواهیم مثل بی دین ها رفتار کنیم برای چه به حوزه آمده ایم؟ برای چه درس می خوانیم؟! واقعاً برای من شرم آور است. عوام یک کاری می کنند، آن ها ممکن است معذور باشند؛ اصلاً ممکن است آن دنیا مؤاخذه هم نشوند؛ اما اگر من و شما این کار را بکنیم، معذور نیستیم؛ ما را مؤاخذه می کنند که آقاجان تو که این همه سال درس خواندی هنوز این ها را نمی‌فهمی؟ این همه سال چه کار می کردی؟ سر درس چرت می زدی؟ این چه وضعی است؟! واقعاً این قدر مفاهیم دینی ملعبه و بازیچه شود! این قدر ما عوام شویم! من واقعاً متأسفم. ما باید برای خودمان یک فکری بکنیم، اگر این طور است ما چه توقعی داریم که امام زمان (عج) ظهور کند؛ امام زمان (عج) ظهور کند که ـ نعوذ بالله ـ بگوید این خلاف شرع هایی که شما می کنید، کار خوبی است! ـ نعوذ بالله ـ بیاید بی دینی من و شما را ترویج کند؟! اگر امام زمان (عج) می خواست ـ نعوذ بالله ـ بی دینی را ترویج کند برای چه هزار سال صبر کرد؟ اصلاً ـ نعوذ بالله ـ حضور امام زمان (عج) به چه درد می خورد؟! امام زمان (عج) می خواهد بیاید دین را ترویج کند. می خواهد راه انبیا را احیا کند. آیا راه انبیا این است که ما این حرف های کودکانه و همان حرف‌هایی که عوام می زنند، تکرار کنیم؟! این چه وضعی است؟! این همه دین اسلام در محدود کردن مسائل تلاش و سعی کرده که ما یاد بگیریم که باید روابط چگونه باشد. آیا ـ نعوذ بالله ـ خدا نمی‌دانسته؟! ما می دانیم؟! ـ نعوذ بالله ـ ما از خدا عالم تر هستیم؟! خدا فرموده این کار را نکنید، ما می گوییم اشکالی ندارد! این چه اجتهادی در مقابل نصّ است! من واقعاً نمی توانم بفهمم! اگر چند بچه طلبه یک چیزی بگویند، می گوییم خوب این ها عوام هستند، تنها چهار روز درس خوانده‌اند، چیزی نمی فهمند. اگر چهار طلبه درس خارج خوان یک چیزی بگویند، می گوییم بی سواد هستند، درست و حسابی درس نخوانده اند و یا نعوذ بالله بی دین هستند؛ چیزهایی که خوانده اند، خیلی به آن اعتقاد ندارند. ولی اگر چهار مدرس این حرف های عوامانه را بگویند! بزرگترها که متأسفانه من از آن بزرگترها شنیدم، آن وقت چه باید گفت! من دیروز با یکی از بزرگان صحبت می کردم، اصلاً زبان من بند آمد، گفتم اگر بزرگ ما این جوری صحبت می کند، فعلی الاسلام السلام. اگر ما که روحانی هستیم، حریم دین را حفظ نکنیم، به عنوان روحانی چه عذری پیش خدا داریم.یک وقت یک روحانی در کنج خانه اش یک گناهی مرتکب می شود، خوب آن را می شود گفت: یک فسق شخصی! ولی اگر در بین مردم رسماً اجازه دهیم کاری که خلاف شرع است انجام شود، ما به عنوان روحانی چه عذری پیش خدا داریم؟ اگر عوام بودیم می گفتیم نمی فهمیم سرمان نمی شود، مسئله بلد نیستیم، ولی ما که مسئله را بلد هستیم، این همه، مطلق، مقید، عام، خاص ، و ....و این اصول را برای چه خوانده ایم! وقتی آخرش مثل عوام به یک جمله از علی بن ابی طالب (ع) یا به یک آیه قرآن تمسک کنیم، آن وقت چه تفاوتی بین عوام و خواص وجود دارد؟
اگر یک نفر از عوام به یک تکه از سخنان علی بن ابی طالب (ع) تمسک کرد، می گوییم خوب این مطلق و مقید و عام و خاص نخوانده است، نمی داند که باید کلمات را جمع کرد، هر حدیثی موردی دارد، هزار قید دارد. ولی شما که عالم هستید چه؟! شما همین طوری به یک کلمه یا به یک تکه از یک آیه فتوا می دهید؟! پس این همه دقت های فقهی چه شد! من برای توضیح ده صفحه از کتاب تحریر الوسیله حضرت امام (قدس سره) بیش از صد جلسه است که بحث می کنم، خوب اگر این طوری بود که ما می خواستیم این جوری استدلال کنیم این همه توضیحات نیاز نبود، می گفتیم باید دست این دزد را قطع کرد، این مطلب که از کجا دزدیده و چه دزدیده است، این حرف ها چیست، باید دست دزد را قطع کرد! این همه توضیح می دهیم که چرا امام این قید را آورده و این قید را چگونه می شود اثبات کرد؟ سند روایت چگونه است ؟ دلالت روایت چگونه است؟ باید ما بلد باشیم، حالا عوام چه می فهمند که سند یعنی چه؟ این جمله که نقل می کند سند دارد یا ندارد ؟ دلالت یعنی چه؟ جمع بین روایات چگونه است؟ این مطالب و اصول را نمی داند. ما که می دانیم چرا این حرف ها را می زنیم!
این صحنه ها، صحنه های امتحان ما است؛ معلوم می شود واقعاً چقدر ما به موازین دینی پایبند هستیم؛ چقدر دین شناس هستیم. این جا است که معلوم می شود که آیا زمینه ای برای ظهور امام زمان (عج) هست؛ به عددی که حضرت با آن عدد بتواند یک حکومت جهانی تشکیل دهد، آیا آدم متدین دین شناس وجود دارد؟
حضرت می خواهد حکومت جهانی تشکیل دهد؛ چگونه حکومت جهانی شکل می گیرد؟ آیا باید مثل عوام فکر کنیم که حضرت می خواهد به یک اشارت دنیا را بگیرد و به یک اشارت حکومت جهانی درست کند؟ اگر حضرت به دو اشاره می خواست حکومت عدل جهانی تشکیل دهد، غیبت هزار و اندی سال چه معنایی دارد؟ خوب از همان ابتدای امامت خود با دو اشاره بساط ظلم را از جهان جمع می کرد. ما عوام هستیم، فکر می کنیم حضرت می خواهد بیاید این دنیا سحر و جادو کند! حضرت می خواهد بیاید از طریقی که سنت الهی است یک حکومت جهانی تشکیل دهد یعنی می خواهد با آدم های دین شناس و دین دار یک حکومت را تشکیل دهد.
وقتی به آن تعداد دین شناس و دین دار پیدا شد که حضرت بتواند چنین حکومت جهانی تشکیل دهد، ظهور می کند، و این ها همه فرصت امتحان است.
از شما سؤال می کنم: واقعاً ما در کجا دنبال دین بگردیم؟ کجا دنبال دین شناس بگردیم؟ در آمریکا و اروپا و چین و ژاپن، دنبال آن بگردیم؟ نه. در کشورهای اسلامی؟ در میان کشورهای اسلامی در کدام یک دنبال دین و دین شناس بگردیم؟ در تونس، مصر، سودان، اردن، عربستان، بحرین، کویت، عراق؟ اگر جایی الویت داشته باشد مسلماً آن جا ایران است.
در ایران کجا دنبال دین شناس بگردیم؟ در دهاتها و یا در شهرهای دوردست؟ خوب قاعدتاً باید در «حوزه علمیه شهر مقدس قم» دنبال دیندار دین شناس بگردیم. یعنی اگر امام زمان (عج) می خواهد یک جایی دنبال نیروی متدین و دین شناس بگردد، باید در حوزه علمیه قم دنبال چنین افرادی بگردد. حالا واقعاً چه قدر افراد متدین و دین شناس داریم ما هم اگر مثل عوام باشیم پس هیچی حضرت باز باید برود و در کنجی گریه کند و دعای «امن یجیب المضطر اذا دعاه» بخواند تا «یکشف السوء» شود و فرجی شود.
تنها دعای فرج خواندن کافی نیست، از همه مهم تر، آماده کردن شرایط برای فرج است و این آمادگی به این است که ما متدینین دین شناس تربیت کنیم، البته ابتدا باید خودمان متدین و دین شناس باشیم تا بتوانیم به این هدف دست پیدا کنیم و الاّ «فاقد شئ» که «معطی شئ» نمی تواند باشد.
انشاءالله در این صحنه ما بتوانیم سربلند بیرون بیاییم و انشاء الله دل امام زمان ـ عجل الله فرجه الشریف ـ را به رفتارمان، به گفتارمان و به فهم مان از دین خشنود کنیم. تفقه در دین صرف خواندن این کلمات نیست، همه اصطلاحات را هم بلد باشید ولی وقتی به میدان عمل می رسیم، انگار نه درسی خوانده ایم و نه هیچ اصطلاحی بلد هستیم، این چه فایده ای دارد؟ صرف اینکه طلبه ای تعریف مطلق و مُقَیَّد، عام و خاص را بداند، به درد نمی خورد. باید رفتار و گفتارم نشان دهد که من فقیه و دین شناس هستم، و بر اساس ضوابط عمل می کنم، این را باید نشان دهد.
انشاء الله خدا به همه ما توفیق دهد بتوانیم با این مفاهیمی که می خوانیم و این عمری را که صرف می کنیم دین را حفظ کنیم.
واقعاً اگر ما نمی خواهیم از دین صیانت کنیم، وقتمان را تلف کرده ایم! اقلاً برویم در این دنیا خوش بگذرانیم، اگر نمی خواهیم دین را حفظ کنیم برای چه به حوزه آمده ایم؟ هم دنیای خودمان را خراب می کنیم ،هم آخرت خودمان را خراب می کنیم، هم آخرت مردم را خراب می کنیم، برویم بیرون برای خودمان خوش بگذرانیم!
خوب ما که آمدیم اینجا زحمت می کشیم این محرومیت ها را تحمل می کنیم این مشکلات را تحمل می کنیم انشاء الله که خدا توفیق دهد بتوانیم راه درست را تشخیص دهیم یک کاری بکنیم که واقعاً امام زمان ـ عجل الله فرجه الشریف ـ از ما خشنود باشد. نمی شود هر کاری بکنی بعد بگویی: آقا از ما راضی باش! البته حضرت هم می گوید : چاره ام چیست؟ از دست شما چه کار کنم؟ مثل این می ماند که یک بچه نابابی به پدر و مادرش فحش می دهد، پدر و مادر می گویند بچه مان است دیگر چه کار می شود کرد؟! تا کی ما می خواهیم همان بچه ناباب باشیم؟ لگد بزنیم، فحش بدهیم، بعد بگوییم آقاجون خودت حالا یک جوری درستش کن دیگر!.
البته حضرت حافظ بوده و هست و وجود مبارکش منشأ خیر بوده و هست، ولی ما وظیفه مان را باید عمل کنیم خدا و حضرت وظیفه شان را می دانند و عمل می کنند، کار خودشان را می کنند؛ ولی ما باید وظیفه مان را درست عمل کنیم که انشاء الله خدا به همه ما این توفیق را بدهد. (1)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. بیانات حضرت آیت الله دکتر مهدی هادوی تهرانی «مد ظله العالی» در جلسه درس خارج فقه در روز شنبه مورخ 16/3/88